عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
468
منازل السائرين ( فارسى )
باب غيبت قال اللّه تعالى : وَ تَوَلَّى عَنْهُمْ وَ قالَ يا أَسَفى عَلى يُوسُفَ . « 1 » آنگاه يعقوب روى از آنها گردانيد و گفت وا اسفا بر يوسف . وجه استشهاد خواجه به اين آيهء سورهء يوسف است : وَ تَوَلَّى عَنْهُمْ وَ قالَ يا أَسَفى عَلى يُوسُفَ وَ ابْيَضَّتْ عَيْناهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ . آنگاه يعقوب روى از آنها برگردانيد و گفت : وا اسفا بر فراق يوسف عزيزم و از گريه غم چشمانش سفيد شد و سوز هجران و داغ دل بنهفت . اين سخن را حضرت يعقوب عليه السّلام هنگام نگه داشتن بنيامين توسط پادشاه مصر گفت و به ياد يوسف افتاد و غمگين شد . ندا از جانب حق رسيد : اى يعقوب ! تا كى بر فراق يوسف تأسف و تحسّر مىخورى . تا زمانى كه به فكر يوسف هستى از ما بازماندهاى و از بابت آن تأسف نمىخورى ؟ با دو قبله در ره توحيد نتوان رفت راست * يا رضاى دوست بايد يا هواى خويشتن « 2 » باب غيبت اشاره به انده فراق معشوق دارد . كه خواجه از آن استفاده نموده است و آن بر سه درجه است : هى على ثلاث درجات : الدرجه الاولى : غيبة المريد ، فى مخلص القصد عن أيدى العلائق ، و درك العوائق لالتماس الحقايق . درجهء اول : غيبت ، رهايى مريد از شهر و وطن و عادت و تعلقات ، به منظور خالص كردن عزم و قصد است ، درك عوائق ؛ يعنى ، حتى قطع اين علائق را ادراك نكند . پس قطع علائق عين درك عوائق است و جديّت در طلب شهود حقايق است ، كه همان شهود صفات حق تعالى است .
--> ( 1 ) . يوسف / 84 . ( 2 ) . سنايى غزنوى ، قصيده .