عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
469
منازل السائرين ( فارسى )
الدرجه الثانية : غيبة السالك عن رسوم العلم ، و علل السعى ، و رخص الفتور . درجه دوم ، غيبت سالك از رسوم علم ظاهر و عوامل سعى و تلاش خود است ، چرا كه در اين درجه سالك بايد به جاذبه و عنايت حق تعالى متكى باشد . در عين حال بايد از فتور و سستى كه ضدّسعى است خوددارى كند . در واقع غيبت از سعى و فتور براى دريافت مواجيد حال ، ضرورى است . الدرجه الثالثة : غيبة العارف عن عيون الأحوال و الشواهد ، و الدرجات فى عين الجمع . درجهء سوم ، غيبت عارف از أحوال و شواهد اسماء و صفات ، و درجات و علوّ قرب است ، چرا كه همه اين حالات اقتضاى رسوم و آثار را مىكنند ، درحالى كه اين درجه شهود حضرت جمع است و اقتضاى آن محو عيون احوال و شواهد و درجات است . به طورى كه ملاحظه مىشود مقام غيبت ، سير شهودى با قلب سالك است . در قلبى كه در فضاى قرب الهى تسليم شده است ، بديهى است كه آثارى از أحوال و شواهد و درجات نبايد وجود داشته باشد . چه زيبا فرمود امام جواد عليه السّلام : القصد الى الله تعالى بالقلوب أبلغ من أتعاب الجوارح بالأعمال . « 1 » عزيمت به سوى حق تعالى با دلها رساتر از زحمت جوارح يا آسمان است . به قول مولوى : دست و پا در امر دل اندر ملا * همچو اندر كفّ موسى آن عصا دل بخواهد پا درآيد رو به رقص * يا گريزد سوى افزونى ز نقص دل بخواهد دست آيد در حساب * با أصابع تا نويسد او كتاب « 2 » بههرحال مقام غيبت ، انقطاع كامل جوارح و أعمال و أحوال است و سالك با رجوع قلبى به ساحت غيبى حضرت رحمان وارد مىشود ، چنانكه در قرآن كريم آمده است : مَنْ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ وَ جاءَ بِقَلْبٍ مُنِيبٍ . « 3 » آنكس كه از خداى مهربان در باطن
--> ( 1 ) . الدرة الباهرة ، ص 39 ، به نقل از ميزان الحكمة . ( 2 ) . مثنوى ، دفتر اول ، بيت 3568 تا 3570 . ( 3 ) . ق / 37 .