عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
445
منازل السائرين ( فارسى )
اظهار التذلّل ، و يثبت السرور ، الّا ما يشوبه من حذر المكر ، و يبعث على الشكر ، الّا ما قام به الحق جل جلاله من حقّ الصفة . در اين درجه بنده فضل سابق را ملاحظه مىكند با ملاحظه اين فضل باب سؤال بر ا و بسته مىگردد چون هرچه برايش مقدر شده است از فضل الهى است . مگر آنچه كه از اظهار ذّلت عبوديت و بندگى در پيشگاه عزّ ربوبيّت مستحق آن گردد . وقتى به اين موضوع پىبرد در او سرورى ايجاد مىگردد . البته اين سرور عجين به ترس است لذا او را بر ا نواع شكر بر مىانگيزاند و متّصف به صفت شكور مىگردد . شكر از جهتى از صفت عبد نباشد بلكه از صفت حق باشد . براى اينكه « شكور » اسم حق تعالى است كه فرمود : « إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ . « 1 » خداى ما بسيار بخشنده جرم و پاداشدهندهء سپاس شكرگزار است . البته عبد با اتصاف به صفت حق شكوفا مىشود همانند زمين كه با وصف بهار شكوفا مىشود ، مولوى زيبا گفته است : كم ز خاكى ؟ چونكه خاكى يار يافت * از بهاى صد هزار انوار يافت آن درختى كو شود با يار جفت * از هواى خوش ز سر تا پا شكفت در خزان چون ديد او يار خلاف * دركشيد او رو و سر زير لحاف گفت يار بد بلا آشفتن است * چونكه او آمد طريقم خفتن است « 2 » الدرجة الثانية : ملاحظة نور الكشف و هى تسبل لباس التولى ، و تذيق طعم التجلى ، و تعصم عن غوائل التسلى . اين مرحله مبدأ شهود است كه به نور تجلى اسمائى حاصل مىشود كه نتيجه آن پوشيده شدن لباس ولايت بر سالك مىشود به طورى كه طعم نور تجلى حبّى را بسيار مىچشد و وقتى كسى به اين مقام رسيد خدا لحظهاى او را به خود وانمىگذارد و از عيب و عار تسلّى نگاهش مىدارد ، زيرا تسلّى در نزد محب عيب محسوب نمىشود . اصلا براى صاحب اين مقام ترسى نيست تا تسلى لازم آيد . الدرجه الثالثة : ملاحظه عين الجمع و هى توقظ الاستهانة بالمجاهدات و تخلّص عن رعونة المعارضات و تفيد مطالعة البدايات .
--> ( 1 ) . فاطر / 34 . ( 2 ) . مثنوى دفتر دوم ، بيت 33 تا 36 .