عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
422
منازل السائرين ( فارسى )
باب عطش قال الله عز و جل ، حاكيا عن خليله عليه السلام : فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي . « 1 » خداوند عز وّ جل به نقل از خليل خود حضرت ابراهيم عليه السّلام نقل مىكند : هنگامى كه تاريكى شب او را فراگرفت ، ستاره را مشاهده كرد و گفت : اين خداى من است . وجه استشهاد خواجه به اين آيهء شريفه از آن جهت است كه حضرت ابراهيم عليه السّلام كه از محبت خدا لبريز بود از روى شدت شوق و عطش به لقاى خداوند متعال با ديدن هر نورى مىگفت : « هذا ربّى » همانند تشنهاى كه براثر شدّت عطش و تشنگى ، سراب را آب مىپندارد . البته اين تأويل خواجه به لسان اشاره است . اما ظاهر آيه آن است كه حضرت ابراهيم عليه السّلام مىخواست به مردم بگويد آنچه افولپذير است ، شايسته پرستش نيست : فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ . « 2 » همين كه ستاره افول كرد ، گفت : خدايى را كه افول كند ، دوست ندارم . خواجه در تعريف باب عطش مىنويسد : العطش كناية عن غلبه و لوع بمأمول و هو على ثلاث درجات : عطش كنايه از غلبهء ولع و شيفتگى نسبت به حق تعالى است كه آرزوى لقاى آن را دارد و آن بر سه درجه است : الدرجة الاولى : عطش المريد الى شاهد يرويه ، أو اشارة تشفيه ، او عطفة ترويه . درجهء اول : عطش مريد است كه فوق عابد است . و مريد اهل شواهد است و شاهد محل اعتبار و اعتناست كه به صحت سلوك مريد گواهى مىدهد . اما اين شواهد يا به طريق علمى است كه براى او روايت شده يا بر منهج سلوكى است كه مريدان پيش از او تجربه كردند . همچنين اشارتى از جانب پير يا عالم غيب است كه باعث شفاى سالك از برخى
--> ( 1 ) . انعام / 76 . ( 2 ) . ادامهء آيهء قبل .