عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
423
منازل السائرين ( فارسى )
امراض مىشود و عطش او را تسكين مىدهد . يا عطوفت و عنايتى از جانب حق تعالى بر مريد است كه مريد سالك را پناه مىدهد و به لقاى حق نزديكش مىكند . الدرجة الثانية : عطش السالك الى أجل يطويه ، و يوم يرى فيه يغنيه ، و منزل يستريح فيه . درجهء دوم ، عطش سالك است به مدت معلومى كه منقضى مىشود ، چرا كه عطش سالك در مدت سلوك است و با انقضاى آن ، عطش به آرامش تبديل مىشود و نيز به ياد روز وصل و منزل وصال كه استراحتگاه حقيقى سالك است ، آرام مىشود اگر چه مقام عطش از مقامات عاليه است ، حالت تلوين دارد و براى هميشه پايدار نمىماند . به قول حافظ : من چو از خاك لحد لاله صفت برخيزم * داغ سوداى توام سرّ سويدا باشد ظلّ ممدود خم زلف توام بر سر باد * كاندرين سايه قرار دل شيدا باشد يعنى زمانى كه از خاك لحد غفلت و دورا بىعشقى همچون لاله به وادى سلوك پا نهادم ، از همان آغاز به دنبال خال وصال احديت بودم . يا به عبارت ديگر ؛ يعنى عطش وصال از همان آغاز در سالك وجود دارد . « وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ ، وَ ماءٍ مَسْكُوبٍ » . « 1 » سايه حركت و قرار دل شيداى عاشق است . الدرجة الثالثة : عطش المحّب الى جلوة مادونها سحاب علّة ، و لا يغّطيها حجاب تفرقة ، و لا يعرج دونها على انتظار . درجهء سوم : عطش محبّ است كه فوق عطش مريد است و فوق عطش سالك . خواجه آن را درجهء سوم عطش ، طبق عادت قرار داده است ؛ يعنى درجهء اول را براى مبتديان و درجهء دوم را براى متوسطان و درجهء سوم را براى كاملان .
--> ( 1 ) . واقعه / 30 و 31 .