عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
327
منازل السائرين ( فارسى )
گشته بايد با تصميم جدى به سوى آن حركت كنى و درنگ در اينجا جايز نيست و دست مايهات تنها بايد توكل به خدا باشد . « فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ » . و نيز در جاى ديگر فرمود : « وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ » و چون حضرت ابراهيم عليه السّلام فرمود : « حسبى الله و نعم الوكيل » آنگاه كه در حال افتادن به آتش نمرود بود ، جبرئيل آمد و گفت : « الك حاجة ؟ » جواب داد كه : « اما اليك فلا » اين براى آن بود كه به « حسبى الله . . . » خود وفا كند و از اين جهت حق تعالى كار او را پسنديد و فرمود : « وَ إِبْراهِيمَ الَّذِي وَفَّى . . . » . ابراهيم عليه السّلام به عهد خود وفا كرد . بنابراين وقتى سالك حقيقت هدف و مقصد را در منزل قصد شهود كرد بايد عزم خود را به سوى دوست جزم كند و آثار اين شهود ، كلام پنهانى يار و يا بوى مشكبار اوست به قول حافظ : چو باد ، عزم سر كوى يار خواهم كرد * نفس به بوى خوشش مشكبار خواهم كرد بنابراين ممكن نيست كه سالك يار را ببيند يا پيام او را بشنود و يا بوى او را استشمام كند اما به استخاره و يا مشاوره بنشيند ، بلكه در اينجا بايد بلا درنگ به سوى او بشتابد و مركب عزم او توكل است از اينرو خواجهء بزرگوار مىفرمايد : عزم را حقيقتى است و مايهء حقيقت آن ، درستى مراد است و جمع دل ، و مايهء آن صلابت است در دين و غيرت بر امر و استقامت وقت . و عزم را سه قسم است : يكى عزم توبه ، ديگر عزم خدمت و ديگر عزم حقيقت و بناى همه بر توكل است . « 1 » پس اگر حقيقت و شفافيت هدف بر سالك آشكار شد ، بايد با عزم و اراده حركت كند و اين نعمتى است كه به سادگى نصيب هركسى نمىشود ، امير المومنين عليه السّلام از ويژگىهاى برجستهء انبياء الهى قدرت در عزم و تصميمگيرى مىداند : و لكن الله سبحانه جعل رسله اولى قوة فى عزائمهم . « 2 » اما خداوند سبحان پيامبرانش را در عزمشان قوى و توانا گردانيد . عزم قوى پيامبران الهى از آن جهت است كه ديدگان را از غبار ره شستوشو دادند و جمال يار را نظارهگر شدهاند . و حقيقت مقصد را با قلب شهود كردهاند . به قول حافظ :
--> ( 1 ) . كشف الاسرار ، ص 329 . ( 2 ) . نهج البلاغه ، ترجمهء فيض الاسلام ، ص 234 .