عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

311

منازل السائرين ( فارسى )

حاجتى نمىباشد كه عدم وقوف بر رسوم به عنوان شرط بيان شود و مقصود از رسوم ، اغيار و عالم خلق است » . در توضيح اين موارد بايد گفت ، وسيلهء عارف در سلوك الى الله معرفت قلبى و ادراك فطرى و شهودى است : ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى . « 1 » قلب آنچه را كه ديد تكذيب نمىكند . در سلوك عارفانه عقل و اشارات عقلى حقيرتر از آن هستند كه بتوانند براى سالك روشنگرى كنند ، اما روشنگرىهاى مشايخ طريقت كه از ضمير روشن و باطن بيدار آنها ناشى مىشود ، همواره دليل راه سالك است . همان‌طورى كه اشاره گرديده ، شرط سلوك عارفان در اين مسير صدق طلب است ، و صدق طلب اين اقتضا را دارد كه تو از خدا غير او را نطلبى و در اجابت امر او جز او را مدّ نظر قرار ندهى كه اين نشانهء عدم صدق انسان در عبوديت است . در ارتباط با قسمت بعد گفتار خواجه ( و لا تقف فى شهودك على رسم ) ، بايد گفت شهود ، مشاهدهء حق است در تجلىاى از تجليات و لزوما در اين زمان غيرى مطرح نمىباشد كه مانع مشاهده گردد . در ادامه خواجه مىفرمايد : و اعلم أنّ من أحوج عدوّه الى شفاعة و لم يخجل من المعذرة اليه لم يشمّ رائحة الفتوة . كسى كه دشمن خود را محتاج شفاعت كرده و از عذرخواهى او شرمسار نشده است ، بويى از فتوت نبرده است . تلمسانى در اين ارتباط مىفرمايد : « مسلما دشمن وقتى بداند كه تو از او ناراحتى و احتياج دارى كه او از تو عذرخواهى كرده و رفع كدورت نمايد ، پس بايستى كه تو از او هيچ كدورتى نداشته باشى تا او را محتاج عذرخواهى نمايى ، مسلما اگر تو او را به عذرخواهى محتاج نمايى و از عملت شرمسار نباشى ، هيچ بويى از فتوت نبرده‌اى ، يعنى براى تو بهره‌اى از فتوت نه به ميزان كم و نه به مقدار زياد نمىباشد . » خواجه مىفرمايد : ثم فى علم الخصوص ، من طلب نور الحقيقة على قدم الاستدلال لم تحلّ له دعوى الفتوّة ابدا .

--> ( 1 ) . نجم / 11 .