عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
268
منازل السائرين ( فارسى )
بايد گفت : كه اين عقيده هرگز خلوص نمىيابد . چرا كه او عمل را به طور عيان از نفسش مىبيند و از روى ايمان معتقد است كه اين عمل از حق تعالى است و ايمان هرگز به پايهء قوت دانش عينى نمىرسد . پس چنين شخصى به حالت تعليق در حد فاصل بين ايمان و عيان واقع مىشود . نمىتوان گفت اين مقدار در شرع گناه محسوب مىشود ، بلكه آن نيكى است براى ابرار ، ولى براى مقربين گناه است . پس فرد مقرب به مقدارى كه فعل را به نفسش نسبت دهد ، مورد مؤاخده واقع مىشود ، ولى مومن به اين دليل مواخذهاى ندارد . چرا كه ميزان سنجش او سنت محمدى است از جنبهء آگاهى ، اما ميزان سنجش مقرب ، بعد از معرفت ، سنت محمدى است . پس شيخ در اين جا از زبان مقربين صحبت كرده نه ابرار » . در اينجا خواجهء بزرگوار و شارح شريفشان به نكتهء دقيقى اشاره مىكنند و آن اينكه بندهاى كه در اساس ادراك فعلش دچار اشكال است هرگز نمىتواند ، عمل خالصانه انجام دهد . البته اين ادراكى است كه طبق بيان شارح در سطح مقربين پيشگاه الهى مطرح است ، والّا انسانهاى برّ و نيك ، اعمال را به خدا منسوب دانسته و از آنجا كه خداوند از هركس به اندازه وسعش توقع دارد ، عمل آنها را مىپذيرد . لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها . « 1 » خداوند هيچ نفى را جز به مقدار توانش مكلف نمىسازد . لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا ما آتاها . « 2 » خداوند جز به آن مقدار كه داده از هيچ نفسى تكليف نمىخواهد . اما مقربين كه به ادراك توحيد افعالى رسيدهاند به اين حقيقت ايمان دارند كه هر فعلى در هستى فعل الهى است . از سوى ديگر هنوز ته ماندهء انيت در وجود آنها مانع از اين مىشود كه اين ادراك در وجودشان يك امر با ثبات شود يا به قول عرفا به صورت مقام درآيد ، لذا همواره عمل خويش را آلوده به انيّت و خودبينى دانسته و براى آن خلوصى قائل نيستند . و قول تلمسانى همواره بين ايمان و عيان در نوسان هستند ؛ و با دقت ويژهاى سعى مىكنند ، عمل خود را به ايمان نزديك سازند و از رشحات خودبينى و فساد
--> ( 1 ) . بقره / 286 . ( 2 ) . طلاق / 7 .