عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

269

منازل السائرين ( فارسى )

دور نمايند ؛ اما براى ابرار چنين دقت نظرى وجود ندارد ، لذا معصوم عليه السّلام مىفرمايد : حسنات الابرار سيئات المقربين . نيكى انسان‌هاى برّ ، گناهان انسان‌هاى مقرب است . و اين روند براى مقربين مادامى كه ته مانده انيّت و انانيت را در خود نكشته‌اند وود دارد . تلمسانى در ادامهء توضيحاتش مىفرمايد : « كلام خواجه « و اصدق احواله زور » ، يعنى احوال صادقه صيرورت مىيابند براساس بهره‌اى كه از حق دارند در عين اين‌كه از خطا نيز بىبهره نيستند ، به همين دليل در اين حالت در كلام سالك شطح ظهور مىكند و تصحيح و تحقيق اين مقام منوط به عبوديت است ، پس عبوديت همان حقيقت است اما احوال صادق تحول پذيرند . پس اگر گفته شود : چگونه احوال صادقه خطاپذيرند ؟ با وجودى كه اعتراف اين است كه آنها صادقند ، در جواب بايد گفت : حال متأثر از نورى از انوار فردانيت است كه خلق را مستور مىسازد و سبب ظهور حق مىگردد . پس شهود كننده براين اعتقاد قرار مىگيرد كه خود او مشهود است و شكى نيست كه اين اعتقاد باطل است ، اما سبب اين پديده پرتوى از نور حقيقت است و به اين اعتبار آن حق است و صاحب مكاشفه تا آن زمان كه عقلش در پرتو آن وارد قلبى قرار دارد ، از انجام فرآيندهاى عقلى معذور است . وقتى كه وضعيت آن حال به عقل و حسش رجوع داده مىشود ، پس از رفع آن حالت صاحب حال آن وضعيت را منكر مىشود و معنى شطح از اينجا روشن مىگردد . بنابراين حال از جهتى صادق است و از جهتى خطاست و اين معنى كلام خواجه است ، « و اصدق احواله زور » ، همان‌طور كه براى صاحبان عمل خالص ، انتساب عمل به خويش گناه محسوب مىشود ، براى صاحبان احوال صادق نيز تخلفى از اين جهت وجود دارد و آن تخلف از جهت جهل ناشى از خودبينى حاصل مىشود كه به واسطه نقصان در عبوديت است » . نظر خواجه و شارح ايشان به همان ترتيبى كه در ارتباط با عمل صادق وجود داشت ، در ارتباط با احوال صادق نيز جريان مىيابد . تلمسانى براى احوال صادق دو وجه در نظر مىگيرد ؛ يك وجه اين است كه اين احوال ناشى از نور حق بوده و از اين جهت صادق و راستند اما از اين جهت كه تابش اين انوار در جان سالك است سبب بروز مكاشفاتى در نفس او مىشود و از آن‌جا كه سالك هنوز از انيّت و انانيت پاك نگشته نفس خويش را