عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

266

منازل السائرين ( فارسى )

پسنديده مىشود ، احوالش صادق شده و اراده‌اش صحيح و درست مىگردد ، و اگر عبد لباس رعايتى بپوشد ، در اين حالت بهترين اعمال او گناه ، صادق‌ترين احوالش دروغ و برگزيده‌ترين اراده‌ها و عزم‌هايش برجاى ماندن است » . تلمسانى در توضيح گفتار خواجه مىفرمايد : « كلام ايشان ( الصدق فى معرفة الصدق ) ، صدق حقيقى براى كسى حاصل است كه او صدق را بشناسد و كسى كه حقيقت صدق را نشناسد مسلما براى او صدق حاصل نمىشود ، سپس خواجه حقيقت صدق را تفسير نموده و مىفرمايد : « فان الصدق لا يستقيم . . . او وقته » ، يعنى بنده زمانى صادق حقيقى ناميده مىشود كه ، رضايت حق تعالى بر عمل ، حال و وقت او تعلق يابد . . . و قول خواجه ( و ايقان العبد و قصده ) ، يعنى همين حكم دربارهء يقين و قصد بنده نيز صادق است ، يعنى وقتى خداوند از بنده به واسطهء آنها رضايت داشته باشد پس بنده صادق است . معنى ايقان يقينى است كه آن قدرت ايمان است » . مقامى كه خواجه و شارح ايشان از آن به عنوان حقيقت صدق ياد كرده‌اند ، اين است كه رضايت حق تعالى از عمل ، حال ، وقت ، ايقان و قصد بنده به دست نمىآيد مگر ا ين كه خداوند بنده را لايق آن ديده باشد كه با اسماء و صفاتش در تمامى شئون عبد تجلى كند ، يعنى به نوعى مىتوان گفت : اين مقام ، مقام قرب نوافل بلكه فرايض است و بايد گفت رسيدن به چنين جايگاهى كه تمامى شئونات وجودى انسان مورد رضايت پروردگار باشد مقام بسيار بلندى است كه رسيدن به آن جز در توان زبدگان طريقت نمىباشد . لذا جايگاه اخروى آن‌ها نيز چنان بلند و رفيع است كه خداوند از آن به عنوان بهشت خودش ياد مىكند و مىفرمايد : يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي . « 1 » اى نفس اطمينان يافته به سوى پروردگارت رجوع كن در حالىكه تو از او راضى هستى و او نيز از تو راضى است پس در عبادت من داخل شو و به بهشت من قدم گذار . برهمين اساس خواجه بزرگوار در ادامه در وصف آن‌ها مىفرمايد : « فيكون العبد راضيا مرضيا » تلمسانى در شرح اين گفتار مىفرمايد : « يعنى وقتى حق از بندهء خويش در

--> ( 1 ) . فجر / 27 تا 30 .