عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
254
منازل السائرين ( فارسى )
براين اساس هم امام سجاد عليه السّلام و هم خواجه قدّس سرّه حيا را ناشى از ادراك قرب مىدانند ، يعنى ادراك به اين آيه : هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ . « 1 » او با شماست هرجا كه باشيد . به اين حقيقت در آيات بسيارى از قرآن اشاره شده است : مانند : . . . نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ . « 2 » ما از رگ گردن به انسان نزديكتريم . نيز مىفرمايد : وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ . « 3 » پس وقتى بندگان من دربارهء من از تو سئوال كنند بگو من نزديكم و دعوت آنان كه مرا مىخوانند اجابت مىكنم . درجهء ا ول حيا حاصل علم توحيد كشفى بود ، اما صرفا علم توحيد قابليت ايجاد حياء دائمى را ندارد ولى علم قرب اين مطلب را به تحقق مىرساند و ركوب مودت را تبديل به ركوب محبت مىكند و قلب انسان جايگاه انس با خدا مىشود و اين انس مانع از آن مىشود كه شيطان به قلب انسان نفوذ كند . اگر در قلب انسان ذرهاى انس با خدا وجود داشته باشد ، شيطان از آن محل گريزان مىشود و كسى كه با خدا انس گرفته باشد نمىتواند به طور معمول با مردم همدل و همراه گردد . براين اساس منظور خواجه از اين جمله « فيدعوه الى ركوب المحبة و يربطه بروح الانس و يكره اليه ملابسه الخلق » ، مشخص مىشود . گفتار تلمسانى ؛ « نظر فى علم القرب ، هو تحقيق القلب ان الحق تعالى مع عبده تحققا لا يمازجه شك » . اين سخن اشاره به ادراكى دارد كه سالك در آن جاى هيچ شكى برايش نيست و چنين ادراكى حاصل از مشاهده قلب است به تعبير عرفانى آن ، ادراك شهودى است يا به تعبير فلسفى آن ، علم حضورى است . لذا خداوند متعال مىفرمايد : ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى . « 4 » قلب آنچه را كه ديد تكذيب نمىكند . تلمسانى در شرح گفتار خواجه مىفرمايد : « كلام ايشان « و يربطه بروح الانس » ، يعنى حيا او را با انس به خدا همراه مىكند . روح به فتح « ر » به معنى راحت است ؛ گويى كه
--> ( 1 ) . حديد / 4 . ( 2 ) . ق / 16 . ( 3 ) . بقره / 186 . ( 4 ) . نجم / 11 .