عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
228
منازل السائرين ( فارسى )
سر رفت جسد برود و همينطور وقتى صبر رفت ، ايمان برود . امام على عليه السّلام مىفرمايد : الصبر صبران : صبر على ما تكره و صبر عما تحب . « 1 » شكيبايى دو نوع است : شكيبايى براى آنچه نمىپسندى و شكيبايى از آنچه دوست دارى . معناى اين حديث ظريف است . چيزهايى كه انسان از آنها كراهت دارد ، بايد صبر كند تا از او دفع شوند ، و براى رسيدن به امور مورد علاقهاش بايد صبر كند . در همه حال بايد صبر را پيشه كند . بنابراين مهمترين نوع صبر از ديدگاه امير المومنين عليه السّلام ، صبر بر بلاهاست و هيچ بلائى سختتر از درد هجران نيست . اين درد كه آمد ، همهء بلاهاى دنيوى آسان مىشود . به هر چيز بخواهى مىرسى و تنها چيزى كه درمان ندارد خار هجران است . اين را بايد به چشم دل بگيرد و تحمل كند و اگر تحمل كرد آبديده مىشود . باغبان گرچند روزى صحبت گل بايدش * بر جفاى خار هجران صبر بلبل بايدش « 2 » و اين خار هجران در دل نشانهء عشق است . نشانهء محبت است . بلائى كه به انسان مىرسد نشانهء عشق خداست . مىفرمايد : ما به اين خاطر شما را به سختى مىاندازيم كه برگرديد به سوى ما چون شما را دوست داريم . خداوند در طوفان حوادث عاشقان را شكار مىكند نه در ناز و نوازش . به تعبير علامه حسنزادهء آملى ، جوهر وجود آدمى در بلاها شناخته مىشود و قيمت پيدا مىكند . هر موجودى براى رسيدن به كمال مطلوبش اين بلاها را به جان مىخرد . آتش كوره آهنگر و پتك دو دمش * نخورد آهن اگر ، تيز و درخشان نشود چابك از آسياب تا به تنور سوزان * نرود گندم اگر لايق دندان نشود در بيابانبلا هركه نشد پرورده * رهنورد كتل عشق به دوران نشود « 3 » پس جوهر صبر استقامت است و استقامت در جايى است كه انسان در برابر چيزى قرار بگيرد . بىخود در گوشهاى نشستن استقامت نيست . مثلا پايدارى در مقابل گناهان
--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، حكمت 55 . ( 2 ) . حافظ . ( 3 ) . از نگارنده .