عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
211
منازل السائرين ( فارسى )
در وصف حالت آن بزرگواران آمده است كه به هنگام استغاثه به درگاه الهى از شدت خوف به حالت غشوه مىافتادند . همهء اين حالات به دليل ادراك اين مطلب است كه نجاتبخشى جز خدا نمىباشد . بنابراين ، اين گفته كه آنها مىخواستند به ما آموزش بدهند صحيح نمىباشد . انسان هرچه به خدا نزديكتر شود ضعف و حقير بودنش را بيشتر احساس مىكند . علت منم كردن ما همه اين است كه به خدا نزديك نشدهايم . وقتى بنده در فضاى قرب الهى قرار مىگيرد از اينكه در مقابل او منى بگويد خجالت مىكشد . « 1 » چنانكه در عرصهء محشر وقتى كه غريو « لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ « 2 » ؛ امروز ملك از آن كيست ؟ » برپا مىشود هيچكس را ياران پاسخگويى نيست و خدا خودش در جواب خويش مىفرمايد : « اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ « 3 » ؛ براى خداى يگانه قهار » . در حيرتى عجيبم زان ساحت ربوى * كو با همه بزرگى ذرهاى چو ما پذيرد « 4 » اين جاست كه بنده فرياد برمىآورد : الهى و ربى من لى غيرك . « 5 » يا الهى و مولاى من ، من غير از تو كسى ندارم . با درك چنين حقيقتى انسان از ماسوا سراسر روى برتافته و به سوى خداوند انقطاع مىيابد ؛ وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا « 6 » ؛ و به سوى خدا منقطع شو انقطاعى تمام . به كلى از غير او ( خداوند ) علاقه را ببر و به او بپرداز . ( كه بىانقطاع از خلق ، اتصال به حق ميسر نگردد . ) لذا امام على عليه السّلام مىفرمايد : الهى هب لى كمال الانقطاع اليك و انر ابصار قلوبنا بضياء نظرها اليك حتى تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الى معدن العظمة و تصير ا رواحنا معلقة بعزّ قدسك . « 7 » خدايا به من كمال انقطاع به سوى خودت را عنايت كند و چشمهاى
--> ( 1 ) . و اگر دقيق توجه كند منم گفتن ، انسان را در مرحلهء شرك خفى قرار مىدهد . صورتى كه سالك حقيقى ، خود را در مرتبه فناى فى الله بيند ، منيّت و دوئيت ديگر باقى نمىماند چنانكه عارف شيرازى گويد : بيا و هستى حافظ ز پيش روى بردار * كه با وجود تو كس نشنود ز من كه منم ( 2 ) . غافر / 16 . ( 3 ) . غافر / 16 . ( 4 ) . از نگارنده . ( 5 ) . دعاى كميل . ( 6 ) . مزمل / 8 . ( 7 ) . مناجات شعبانيه .