عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
193
منازل السائرين ( فارسى )
چه هست اوست . عشق آمد و شد چو خونم اند رگ و پوست * تا كرد مرا تهى و پر كرد ز دوست اجزاء وجود من همه ، دوست گرفت * نامى است ز من من و باقى همه اوست « 1 » « و تقويمه عن اسمه » يعنى قوام و دوام وجودش را ، ذكرش را و بلكه همهچيز را خدا مىبيند . رسد آدمى به جايى كه به جز خدا نبيند * بنگر كه تا چه حد است مقام آدميت « 2 » آنجا جايى است كه هم حامد و محمود و حمد و هم خالق و مخلوق و خلق و عالم و معلوم و علم يكى مىشوند .
--> ( 1 ) . ديوان شمس ، مولوى . ( 2 ) . مواعظ سعدى .