عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

185

منازل السائرين ( فارسى )

بندگى ، تنها راهى است كه شيطان به آن راه ندارد . زيرا اگر انسان بندهء خدا باشد در هيچ بند ديگرى قرار نمىگيرد اگر مىبينيم هر لحظه به يك سو كشيده مىشويم ، به خاطر اين است كه در بند آنكه بايد باشيم نيستيم . حضرت على عليه السّلام مىفرمايد : « . . . جعل الصّبر مطيّة نجاته » « 1 » خدا بيامرزد انسانى را كه شكيبايى را مركب نجات ساخت . به قول نظامى : گر صبر كنى به صبر بىشك * دولت به تو آيد اندك‌اندك دريا كه چنين فراخ روئى است * پالايش قطره‌هاى جوئى است « 2 » همين قطره‌هاى كوه‌ها و دشت‌ها هستند كه دريا را مىسازند . آن كوه بلند كه ابرناك است * جمع آمد ريزه‌هاى خاك است « 3 » با اينكه كوه مظهر صبر است مولا فرمود : كزبر الحديد لا تزلّهم الرياح العواصف تزول الجبال لا تزل . « 4 » اگر گوهها بلرزند تو ثابت باش . بنابراين ، كسانى كه مىخواهند كليد رستگارى دنيا و آخرت را به دست آورند بايد اهل استقامت باشند . خواجه مىفرمايد : قوله تعالى « فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ » اشارة الى عين التفريد . « اليه » در سخن خداوند متعال ، اشاره به راه يافتن به سرچشمهء تفريد است . يعنى اينكه : امرهم تعالى أن يستقيموا فى السّلوك الى شهود تفريده و هو أن لا يروا غير فردانيّته تعالى . و خداى تعالى آن‌ها را ا مر كرده كه در سلوك به سمت مشاهده فردانيت الهى استقامت كنيد و آن اين است كه غير از فردانيت او چيزى نبينند . انسان در مسير سير و سلوك ، آن قدر بايد پيش برود تا به شهود و تفريد برسد و خداوند را به فردانيتش مشاهده كند .

--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 75 . ( 2 ) . ليلى و مجنون نظامى . ( 3 ) . بحار الانوار ، ج 57 ، ص 216 . ( 4 ) . بحار الانوار ، ج 57 ، ص 216 .