عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
169
منازل السائرين ( فارسى )
امام حسين عليه السّلام همه عزيزانش را قربانى دوست مىكند و خود نيز در عصر عاشورا با بدنى كه براثر اصابت تير و نيزه و شمشير مجروح شده بود ، اين جمله را با خود زمزمه مىكرد : الهى رضا بقضائك و تسليما لأمر لا معبود سواك . معبود من به قضاى تو راضى هستم و به امر تو تسليم ، هيچ معبودى جز تو نيست . خدايا معبود من تويى من بندهء توام . رضاى من به رضاى توست . اگر تو از من راضى باشى مرا كافى است . من تسليم امر تو هستم و هيچ شكوه و گلايهاى ندارم . الدرجة الثانية : الخجل من العمل مع بذل المجهود و توفير الجهد بالاحتماء من الشّهود ، و رؤية العمل فى نور التّوفيق من عين الجود . درجهء دوم : شرمندگى از كار با وجود كوششهاى بسيار و كوشش بسيار با پرهيز از شهود و كار را از توفيق الهى ناشى از سرچشمهء بخشايش او ديدن است . درجه دوم سه وجه دارد : وجه اول : « الخجل من العمل مع بذل المجهود » طبق فرمايش حضرت على عليه السّلام كه قبلا نيز بيان كرديم ، متقين همواره نفس خود را در مقابل اعمالى كه انجام مىدهند ، متهم مىنمايند . اين به علت معرفتى است كه نسبت به عظمت مقام الهى دارند و براين اساس هيچ فعلى را لايق مقام پروردگار نمىدانند لذا هميشه در پيشگاه الهى احساس شرمسارى مىكنند . چنانچه رسول خاتم صلّى اللّه عليه و إله مىفرمايد : و ما عبدناك حق عبادتك و ما عرفناك حق معرفتك . وجه دوم از درجه دوم : « و توفير الجهد بالاحتماء من الشهود » يعنى شهود را حال باطن بداند كه فرمانش تنها در باطن مؤثر است . درحالىكه در ظاهر او بندهاى مأمور به فرمان صاحب خويش است . بنابراين او را گريزى از تلاش و كوشش در راه فرمانبرى از مولاى خود نيست . يعنى ممكن است حقيقت توحيد افعالى در مكاشفهاى براى انسان روشن شود ، اين بينش هرگز به اين معنا نيست كه سالك تلاش و كوشش را كنار بگذارد ، بلكه حكم شهود مربوط به باطن است و سالك در عمل ، مأمور به انجام وظايف عبودى خويش است .