عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
159
منازل السائرين ( فارسى )
اول اينكه امر و نهى را بزرگ بداند و اين بزرگداشت از ترس عقوبت نباشد . زيرا اين نوعى خصومت با نفس است و براى طلب اجر و پاداش هم نباشد كه نوعى تجارت است و عمل خود را به جهت جلوهگرى در نزد كسى ارائه ندهد ، ( حتى خدا ) كه اين پيروى از رياست پس مسلما اين اوصاف تماما شعبههايى از عبادت نفس است . عبادتى كه به خاطر ترس از دوزخ و طمع به بهشت باشد در شأن سالكان الى الله نيست . مولاى متقيان در اين باره فرموده : الهى ما عبدتك خوفا من نارك و لا طمعا فى جنتك و لكن وجدتك اهلا للعبادة فعبدتك « 1 » . خدايا ، من از خوف دوزخ يا طمع به بهشت تو را بندگى نمىكنم . بلكه تو را شايسته بندگى يافتم پس عبادتت مىكنم . سالك هنگامى كه عظمت و صفاى الهى را مشاهده مىكند به وجد مىآيد . اصولا وظيفه جان رقص در مقابل جانان است ، همانگونه كه ذرات در مقابل شعاع خورشيد خودنمايى مىكنند و به پايكوبى مىپردازند . انجام كار جهت دريافت مزد نوعى گدايى است كه دون شأن سالك است . اخلاص آن جاست كه هر عملى كه انجام مىدهيم خود را نبينيم . به قول امام راحل قدّس سرّه : اين عبادتها كه ما كرديم خوبش كاسبى است * دعوى اخلاص با اين خود پسندىها چه سود « 2 » « لا مشاهدا لاحد ، متدينا بالمراياة » بدين معناست كه سالك همواره بايد در نظر داشته باشد طاعت و بندگى او لايق حق تعالى نيست و اصلا عمل خود را مشاهده نكند . ريا نوعى شرك خفى است ، ريا خودنمايى دل است . اينكه عبادات را در حضور مردم با خضوع و در خلوت بدون توجه و حضور قلب انجام دهيم ، خو دنوعى ريا به حساب مىآيد . امرى كه موجب زدودن ريا از قلب مىگردد ، دردمندى است . درد حق داشتن رفتهرفته آثار پليد شرك را از وجود انسان مىزدايد و او را از كثرت پاك كرده و وارسته مىسازد .
--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 67 ، ص 197 . ( 2 ) . امام راحل قدّس سرّه .