عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
157
منازل السائرين ( فارسى )
وَ الْباطِنُ . « 1 » خداوند در عين اوليت آخر است و در عين آخريت اول است . بنابراين ، درجهء سوم مراقبت آن است كه سالك درك كند ما از ازل قائم به او بودهايم و اكنون دائم و قائم به او هستيم ؛ در نتيجه منى در بين نيست كه بخواهد مراقبه نمايد و به اين ترتيب سالك به مقام فنا رسيده و از قيد مراقبه رها مىگردد . « الاستقبالا لعلم التوحيد » بدينمعناست كه دل متوجه تجلى توحيد ذاتى شود و اسم « الله » در عبد تجلى كند كه مقام رب الارباب است . بدينخاطر است كه مولى الموحدين على عليه السّلام هنگامى كه فرق مباركشان شكافته مىشود نداى : « فزت و ربّ الكعبة » سر مىدهند ، عراف شيرازى چنين مىگويد : بىخود از شعشعه پرتو ذاتم كردند * باده از جام تجلى صفاتم دادند « 2 » بنابراين هرچيز در عالم صورتى در ازل دارد . « وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ كِتاباً » « 3 » و همهچيز در كتاب مبين ثبت شده است و نسخهاى از آن در عالم ظاهر هويداست . در جاى ديگر قرآن كريم مىفرمايد : وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ . « 4 » و هيچ چيزى نيست مگر آنكه خزائن آن در دست ماست و ما از آن جز به مقدار معلوم نازل نمىكنيم . وقتى انسان به اين مقام برسد ، هرچه را بخواهد برايش مهياست . و طى الارض به همين معناست . اگر ما اهل مراقبة باشيم از هر فعل ما ثمرى به دست مىآيد كه در همين دنيا كام جان ما را شيرين مىكند و در آخرت نيز از آن بهرههاى فراوان خواهيم برد .
--> ( 1 ) . حديد / 3 . ( 2 ) . حافظ . ( 3 ) . نباء / 29 . ( 4 ) . حجر / 21 .