عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
156
منازل السائرين ( فارسى )
اعتراض و دور كردن پستى و زشتى تعرض . در اينجا سالك هر نوع معارضهاى را كه ميان خود و خدا مىبيند دور مىكند . در درجهء دوم مراقبه كه فوق درجه اول است ، سالك مشاهده مىكند كه خداوند رقيب و شاهد اوست و در نتيجه فعل و ارادهء خود را در فعل و اراده او فانى مىبيند و هرگونه اعتراضى را از خود سلب مىكند . هم به قهر خدا مىسازد و هم به لطف او . عاشقم بر قهر و بر لطفش به جد * اى بو العجب من عاشق اين هر دو ضد « 1 » اينان اصولا تعرض را نوعى پستى مىشمارند . نزّلت انفسهم منهم فى البلاء كالّتى نزّلت فى الرّخاء . مومنين كسانى هستند كه رخاء و بلاء برايشان يكسان است . « 2 » اين مقام در جايى نصيب انسان مىشود كه خداوند را مراقب خود و خود را مراقب حريم خانهء او كه دل مومن است ، ببيند . پاسبانى كن بسى در كوى دل * ز انكه دزدانند در پهلوى دل چون تو را اين پاسبانى شد صفت * عشق زود آيد پديد و معرفت « 3 » براى حرس نمودن نهال معرفت در دل ، بايد پاسبان حريم دل بود تا جنود شيطان وارد آن نشود . اگر ما پاسدار صادقى براى دل باشيم قطعا درخت معرفت كه همان شجره طيبه است در دل ما بارور مىشود . الدرجة الثالثة : مراقبة الأزل بمطالعة عين السّبق استقبالا لعلم التّوحيد و مراقبة ظهور اشارات الأزل على أحايين الأبد و مراقبة الاخلاص من ورطة المراقبة . درجهء سوم : مراقبت يا شهود ازليت حق با مطالعهء سابق بودن حق تعالى است تا به استقبال تجلى توحيد ذاتى برود و معلومات حق را كه بر اجزاى زمان از ازل تا ابد ترتيب يافته است ، شهود كند و سرانجام از قيد مراقبه هم رهايى يابد . درجهء سوم بدينمعناست كه براى خداوند قدم ذاتى قائل شويم كه هيچگونه مقارنت ذاتى با اشياء و پديدههاى عالم ندارد . چنان كه مىفرمايد : هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ
--> ( 1 ) . مثنوى ، دفتر اول ، بيت 1570 . ( 2 ) . نهج البلاغه ، ترجمهء فيض الاسامز خطبه متقين ، 184 . ( 3 ) . منطق الطير ، عطار نيشابورى .