عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
152
منازل السائرين ( فارسى )
درجهء دوم : و أمّا رعاية الأحوال ، فهو أن يعدّ الاجتهاد مراياة ، و اليقين تشّبعا و الحال دعوى . و اما رعايت احوال آن است كه تلاش خود را رياى نفس به شمار آورد و يقين به خدا و حق را نشانهء سپرى نفس بداند و حالى را كه به او دست مىدهد كاذب بداند . حالات همچون ابرهايى هستند كه بر آسمان دل ظاهر مىشوند يا همچون ابرى براى ريزش باران رحمت الهى در دل سالك جاى مىگيرند ، اگر اين ابر كنار رود ديگر از باران صفا و حضور خبرى نيست . حال حضرت يعقوب عليه السّلام چنين بوده است ، زمانى حضور يوسف عليه السّلام را در چاه كنعان درك نمىكرد ، اما بوى پيراهن او را از مصر احساس مىنمود . بگفت احوال ما برق جهان است * دمى پيدا و ديگرم دم نهان است گهى بر طارم اعلى نشينيم * گهى تا پيش پاى خود نبينيم « 1 » « و اليقين تشبعا » ؛ يعنى اگر در دلش احساس مىكند كه نسبت به خدا و حقيقت به يقين رسيده ، اين يقين را ناشى از وصول به حق نداند ، بلكه براين دليل حمل نمايد كه چون اكنون نيازهاى نفسانيش توسط خدا برآورده شده اين احساس به او دست داده و اگر لحظهء بعد در نفسش نيازى حادث شود اين يقين هم رفتنى است . اين بيان خواجه آيه زير را به ذهن متبادر مىكند كه خداوند مىفرمايد : وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ فَإِنْ أَصابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ . « 2 » از مردم كسانى هستند كه خدا را براساس حرفى عبادت مىكنند و آن عبارت است از اين كه اگر به آنها خيرى در دنيا برسد به عبادت خود اطمينان يافته و اگر به آنها فتنهاى برسد دچار شك و ترديد در ارتباط با عبادت خود مىشوند . آنها خسارت يافتهء دنيا و آخرتند ( دنيا و آخرت هر دو را از دست مىدهند ) و اى خسران روشن و آشكارى است . درجهء سوم : و اما رعاية الاوقات ، فأن نقف مع كلّ خطوة ، ثمّ أن نغيب عن خطوة بالصّفاء من رسمه ،
--> ( 1 ) . سعدى شيرازى ، گلستان ، حكايت 10 . ( 2 ) . حج / 11 .