عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

153

منازل السائرين ( فارسى )

ثّم ان نذهب عن شهود صفوه . و اما رعايت اوقات ، آن‌كه درنگ كند در مسير خود با هر قدمى كه برمىدارد ، سپس با قدم صفا و خلوص از رسوم خود دور شود . بعد از آن از مشاهدهء صفا هم عبور كند . رعايت اوقات در آن است كه عبد سالك پس از عبور از هر مرحله ، در آستانهء رسيدن به مقام بالاتر لحظه‌اى درنگ كند و ببيند كه آيا در نفس او هيچ تعلق خاطرى به مقام پيشين هست يا نه ، اگر نيست كه بگذرد و اگر هست ، خود را از آن تعلق پاك نموده و با صفا و پاكى پا در مرحله بعد گذارد ؛ اگر چنين نكند اين تعلقات در ادامهء راه باعث توقف و يا حتى سقوط سالك مىشود . زيرا سالك چيزى را با خود به همراه آورده كه در شأن مقام بالاتر نمىباشد . اوقات در يك تعريف كلى لحظاتى هستند كه انسان در آن لحظات در خلوت و مكالمه با خدا واقع مىشود و براى سالك حقيقى هر لحظه‌اى كه خالى از چنين حضورى باشد ، نيازمند استغفار است ؛ لذا امير المؤمنين عليه السّلام مىفرمايد : خدايا من از آن لحظاتى كه با تو نبوده‌ام استغفار مىكنم . « 1 » زيرا چنين رادمردانى طعم با خدا بودن را درك مىكنند و لذا از لحظاتى كه با او نبوده‌اند بيزارى مىجويند و به پيشگاهش اظهار ندامت و پشيمانى مىنمايند و طلب بخشايش مىكنند . محبوب‌ترين بندهء خدا در پيشگاه او كسى است كه لباس‌ها و پوشش‌هاى خواسته‌هاى نفسانى را از خود دور سازد و سفر نفسانى خود را به سوى خدا مجدانه پيگيرى نمايد و در هر مرحله خود را از مقتضيات مراحل قبل پاك سازد . اين روند طبق فرمايش خواجه تا به آنجا ادامه دارد كه حتى سالك خود را از ديدن اين پاكى هم پاك نمايد و سراسر در اختيار مقصود قرار گيرد ، كه در اين مقام ديگر مقاصد و مقصود و قصدى نمىماند و همه جا مقصد است و مقصود است . هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ . « 2 » او اول است و آخر است و ظاهر است و باطن .

--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، حكمت 77 . ( 2 ) . حديد / 3 .