عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
118
منازل السائرين ( فارسى )
لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ ، فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بازِغاً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ ، فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بازِغَةً قالَ هذا رَبِّي هذا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قالَ يا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ ، إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ . « 1 » پس چون شب بر او فرا رسيد ستارهاى را ديد ، و گفت اين پروردگار من است . پس چون ستاره ناپديد شد ، گفت : من افول كنندگان را دوست ندارم . پس ماه را ديد كه طلوع كرد ، گفت اين پروردگار من است ، پس چون ماه هم افول كرد ، گفت : اگر پروردگارم مرا هدايت نكند ، در زمرهء گمراهان خواهم بود . پس چون خورشيد را ديد كه طلوع كرد گفت پروردگار من اين است كه بزرگترين است ، پس چون خورشيد هم غروب نمود ، گفت : اى قوم من از آن چه كه شما شرك مىورزيد ، دورى مىجويم و رويم را استوار به سوى كسى مىكنم كه آسمانها و زمين را از عدم بيافريد و من از مشركين نيستم . حضرت امام خمينى ( ره ) اشاره حضرت ابراهيم عليه السّلام به ربوبيت ستاره را ، اشاره به ربوبيت نفس اماره دانستهاند و ربوبيت ماه را اشاره به ربوبيت عقل و ربوبيت خورشيد را اشاره به ربوبيت قلب بر مىشمارند كه حضرت ابراهيم ، با سير در مراتب وجودى خود ، از يكيك اين موارد سلب ربوبيت كرده و به ضعف و ناتوانى آنها واقف مىگردد ؛ لذا رويش را استوار به جانب ربوبيت پروردگارى مىكند كه خود ناظر تمام هستى و اجزاء آن است و به اين وسيله از خويشتن نفى شرك مىكند . رسيدن به چنين توحيدى ، تنها با سير در مراتب وجود انسان ميسر است و انسان بايد پلهپله مراتب هستى را طى كرده و با وقوف به نقصان آنها از تمامى اين موارد نفى ربوبيت كند ، تا سرانجام به مقصود نهايى رسيده و رب حقيقى را بيابد ، حافظ نيز اين حقيقت را با زبان شعر چنين بيان مىفرمايد : ما ز ياران چشم يارى داشتيم * خود خطا بود آنچه مىپنداشتيم اشاره ايشان به ياران ، همان اجزاء وجودى انسان است كه در مراتب اوليهء سير خود بر اين گمان است كه چشم ، گوش ، عقل ، قلب و . . . ياوران او در سير كمالش هستند ، اما با
--> ( 1 ) . انعام / 76 تا 79 .