عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

112

منازل السائرين ( فارسى )

پس مانند اين است كه بگويد : عصمت مسلما بر شهوت غلبه مىكند و تمامى اجزاء آن را از بين مىبرد . به درستى كه استغراق ، انهدام شىءاست به طورىكه از آن هيچ چيزى باقى نماند . پس وقتى كه عصمت تمامى اجزاء شهوت را از بين برد ، اين امر نشانهء اين مطلب است كه شخص به مقام سكينه وارد گرديده و اين اخبات مىباشد . كه ابتداى مقام سكينه ، و رهايى انسان از ترديد ذهنى است در اين ارتباط كه آيا براى مقصود ، در حضور و خدمت ، استقامت و دوام داشته باشد يا نداشته باشد » . اين كه تلمسانى ابتداى سكينه را رهايى انسان از ترديد ذهنى از اقبال يا ادبار به استقامت و مداومت در حضور و خدمت ذكر كرده‌اند ؛ بايد گفت : اين ترديد و تردد ، دليل حضور شهوت و تمايل انسان به كثرت است و گوياى اين است كه هنوز نور عصمت در جان سالك به حدى از رشد نرسيد كه بتواند شهوت را در جان سالك كاملا در اختيار گيرد ، لذا سالك ميان دو كشش قرار دارد ، از يك سو شهوت او را به سوى كسب مطامع متنوع و متكثر دنيايى مىكشد و از سوى ديگر عصمت او را از آنها منع مىكند و به دوام و استقامت در خدمت فرا مىخواند ؛ اما با رشد نور عصمت در جان سالك ، دل او يك سره به خدمت در محضر حق متوجه شده و همين دليل يك دله‌كردن است كه سبب آرامش و سكينه مىگردد . در كتاب اصول كافى ، در انتهاى حديثى قدسى اين جمله گران‌قدر آمد است ؛ « كسى كه هدف و همتش يك چيز ( رضاى خدا ) باشد ، خدا هدفش را كارگزارى كند و كسى كه همتش به همه‌سو متوجه باشد خدا باك ندارد كه در چه دره‌اى هلاك گرداند » « 1 » . در حديث قدسى ، مشابهى آمده : « اى احمد صلّى اللّه عليه و إله ، همّ خود را يكى گردان و زبان خود را نيز يكى قرار بده و بدنت را چنان زنده بدار كه هرگز غافل نگردد . كسى كه از من غافل شود اعتنا نمىكنم ، در كدام وادى هلاك شود » « 2 » تلمسانى در توضيح « تستدرك الارادة الغفلة » ، مىفرمايد : « يعنى مسلما ارادهء تقرب به خداى تعالى بازدارندگى غفلت انسان را جبران مىنمايد ، اراده همان عاملى است كه به واسطهء آن شخص طالب حق ، مريد ناميده مىشو . مريد در نزد اهل سلوك كسى است

--> ( 1 ) . كلينى ، اصول كافى ، ج 3 ، ص 343 . ( 2 ) . علامه طباطبايى ، ترجمهء تفسير الميزان ، ج 1 ، ص 259 .