عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

113

منازل السائرين ( فارسى )

كه نفسش را از دنيا بازداشته باشد و از لذات آن روىگردان بوده و در عوض از خدمت كردن به صالحين محظوظ مىشود ، و به حق خواهى انس مىگيرد . استدراك همان ادراك است ، اما ادراك تدريجى چنانچه گفته : درك كرد درك كردنى » . طبق توضيح تلمسانى ، مريد كسى است كه با حقايق بالاترى آشنا شده و به واسطهء چنين ادراكى ، ديگر توجهى به امور سخيف نمىنمايد ، چنانچه تلمسانى نيز بيان نموده است كه سالك در عوض كسب مطامع دنيوى ، در اين مرتبه از خدمت لذت مىبرد و با حق خواهى انس مىگيرد . ابن سينا قدّس سرّه در ارتباط با مريد مىفرمايد : « نخستين درجهء حركت و سلوك عارفان آن چيزى است كه خود عارف آن را « اراده » مىنامد و آن چيزى است كه بركسى كه با يقين برهانى مستبصر شده ، يا با ايمان قلبى تصديق پيدا كرده ، عارض مىگردد و آن ميل و رغبت و چنگ‌زدن به بند استوار است و در نتيجه سر و باطن او به عالم قدس حركت مىكند تا به روح اتصال برسد و چندى كه درجهء او اين است « مريد » خوانده مىشود . « 1 » در ارتباط با غفلت بايد گفت : مرضى كه هيچ‌گاه از انسان دور نمىشود غفلت است . غفلت يعنى گذراندن عمر به گونه‌اى كه هدف معقول و درستى بر آن مترتب نباشد . يكى از نشانه‌هاى وجود و غلبهء غفلت در دل سالك ، قبص است . يكى از دعاهايى كه تأثير مناسبى بر رفع قبض از دل سالك دارد ، مناجات زير است ؛ و أعنّى بالبكاء على نفس فقد افنيت بالتسويف و الآمال عمرى ، و قد نزلت منزلة الآيسين من خيرى . « 2 » تنها خداست كه مىتواند غفلت را از دل انسان دور نمايد ، و انسان براى اين‌كه توجه خدا به او مستدام بماند ، بايد توجه دائمى به سوى حق داشته باشد و اين ميسر نمىشود مگر آن كه دل سالك مملو از شوق ديدار خدا باشد . تلمسانى در توضيح « و يستهوى الطلب السلوة » ، مىفرمايد : منظور خواجه از طلب در اينجا محبت است . به همين دليل كلمهء « طلب » در مقابل « سلوة » قرار گرفت كه دلالت بر محبت مىكند و « يستهوى » نيز معنى غلبه مىدهد . پس طلب را به چاهى تشبيه كرده يا به

--> ( 1 ) . ابن سينا ، اشارات و تنبيهات ، نمط 9 . ( 2 ) . اواسط دعاى ابو حمزه ثمالى .