عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

111

منازل السائرين ( فارسى )

به راه درست فرا مىخوانند . چنانچه تلمسانى به اين نكته اشاره كرده « و هو عند اول ما يحس القلب بالواردات من قبل الغيب » . بايد از غيب ما را بخوانند و بايد خطاب « ارجعى الى ربك » در گوش ما طنين‌انداز شود تا قلب ما اطمينان پذيرد و راه درست را برگزيند . يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي . « 1 » اى نفس اطمينان يافته به سوى پروردگارت رجوع كن در حالىكه تو از او خشنودى و او از تو راضى است ، پس به عبادت من داخل شو و به بهشت من به درآى . اگر عمرى را به خيال خود در راه خدا تلاش كرده‌ايم ولى هنوز خطابى دريافت نكرده‌ايم ، بايد بدانيم كه راه را اشتباه رفته‌ايم و بايد در فكر چاره باشيم . تلمسانى در ادامه مىفرمايد : « قول خواجه « من الرجوع و التردد » ، يعنى ورود او به آبشخور انس با خطاب الهى ، پس آن را تشبيه كرده به اين مثال كه بر او مسافرى وارد مىشود ، پس در آن مقام مسافر با آب مطلوب و گوارايى مواجه مىشود و از آنجا كه اين مقام ، اولين مقامى است كه در آن سالك از ترديد كه همان اشك است خلاصى مىيابد و از رجوع كه همان غفلت است نيز پاك مىگردد ، براين اساس مقصود از « ورود المسافر من الرجوع و التردد » اين است كه سالك از آن دو ( شك و غفلت ) به واسطهء اين ورود شريف رها مىشود ، يعنى از غيبت و ( غفلت ) به جايگاه مناجات و خطابات و تنزلات الهى وارد مىگردد » . خواجه مىفرمايد : و هو على ثلاث درجات : الدرجة الاولى : أن تستغرق العصمة الشهوة و تستدرك الارادة الغفلة و يستهوى الطلب السلوة . قدرت عصمت شهوت را غرق كند ؛ ارادهء سلوك اوقات غفلت را جبران نمايد و شوق رسيدن ، سكون را از بين ببرد . تلمسانى در توضيح فرمايش خواجه مىگويد : « عصمت ، عامل پشتيبان و حفاظت كننده انسان از گناهان است ، و شهوت ، تمايل انسان به سوى كسب لذات جسمانى است . مانند خوردن ، نكاح كردن و نظاير آن ، و استغراق در اينجا به معنى غلبه است .

--> ( 1 ) . فجر / 27 تا 30 .