عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

3

منازل السائرين ( فارسى )

مقدمه الحمد للّه ، الواحد ، الأحد ، القيّوم ، الصمد ، اللطيف ، القريب ، الذى أمطر سرائر العارفين كرائم الكلم من غمائم الحكم ، و ألاح لهم لوائح القدم فى صفائح العدم ، و دلّهم على أقرب السبل الى المنهاج الأوّل و ردّهم من تفرّق العلل الى عين الأزل ، و بثّ فيهم ذخائره ، و أودعهم سرائره . و أشهد أن لا إله الّا اللّه وحده لا شريك له ، الأول ، الآخر ، الظاهر ، الباطن ، الذى مدّ ظلّ التلوين على الخليقة مدّا طويلا ؛ ثمّ جعل شمس التمكين لصفوته عليه دليلا ؛ ثم قبض ظلّ التفرقة اليه قبضا يسيرا . و صلاته و سلامه على صفيّه ، الذى أقسم به فى اقامة حقّه ، محمد و آله ، كثيرا . سپاس از آن خدايى است كه واحد ، احد ، قيوم ، صمد ، لطيف و قريب است ؛ خدايى كه به سرزمين دلها و جانهاى عارفان از ابرهاى حكمت گرانمايه‌ترين سخنان را نازل نمود و براى آنان ، انوار قدم در صفحه‌هاى عدم را آشكار ساخت و ايشان را به نزديك‌ترين راهها « 1 » كه به شاهراه نخستين منتهى مىشود هدايت كرد « 2 » و از تفرّق و پراكندگى علل و وسايط به عين ازل بازگرداند و در ايشان گنجهاى خود را « 3 » منتشر

--> ( 1 ) . و اين راه همان طريق احديت است كه در همه چيز سارى است . و آن همان صراط مستقيمى است كه مخصوص ربّ است ؛ چنان‌كه خداوند سبحان مىفرمايد : « ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ؛ هيچ جنبنده‌اى نيست مگر آنكه خداوند بر او تسلط دارد ، پروردگار من بر راه راست است . » ( هود / 5 ) ( 2 ) . « المنهاج الاول » ( - شاهراه نخستين ) يعنى تنزّل در مراتب ، كه همان ايجاد به ترتيب تعينات است ، تا آنكه هويت الهى در تعين بشرى پوشيده و مخفى گشت . بنابراين « اقرب السبل » ( - نزديك‌ترين راهها ) عبارت از آن است كه پرده‌ها و حجابهاى تعينات از وجه ذات احدى ، به وسيلهء محو و فناى در وحدت برداشته شود تا سبحات جمال الهى تابان گردد ، و ماسوى را بسوزاند . تلمسانى در شرح عبارت « و دلّهم على اقرب السبل الى المنهاج الاول » مىنويسد : « نزديك‌ترين راههاى عارفان آن است كه حق تعالى آنان را بر كيفيت فانى شدن حدود و رسوم ايشان - يكى پس از ديگرى ، درحالىكه به سوى حضرت محو مىروند - واقف سازد و « المنهاج الاول » همان حركت ايجاد است . ( 3 ) . يعنى معارف و حقايقى كه خداوند براى ايشان در غيوب اعيان آنها ذخيره ساخته بود .