عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
98
منازل السائرين ( فارسى )
شد و ديد كه شيطان بالاى سرش ايستاده است : گفت اى ملعون چرا استادهاى ؟ * گفت خشتم زير سر بنهادهاى تا تصرف مىكنى در ملك من * خويش را آوردهاى در سلك من « 1 » يعنى حتى تعلق به خشتى از دنيا در دل داشتن ، علامت مالكيت شيطان است و شيطان مدعى خواهد شد . پس تفرقه يعنى هرچيزى كه ما را از خداوند جدا كند ، و راح و روح وحدت را از جان ما دور سازد . به تلخكامى و رنجورى رود ايام از دستم * خدايا شادى از لطفت قرين روزگارم كن مرا در خلوت و جلوت طلب حاصل نشد آخر * خدايا همچو منصورى ، امير كوهسارم كن دل بىسوز را نبود به روز آخرت وزنى * هر آن وردى كه دل سوزد در اين عالم دچارم كن « 2 » دوم ، اشفاق بر قلب است كه مبادا چيزى معارض با آنكه مانع از ترقى قلب شود ايجاد مزاحمت كند . ترس از اينكه مانعى و مزاحمى بر قلب او ظاهر شود مثل خيال و وسوسه و امورى كه از خارج مزاحم مىشوند . قسم سوم ، اشفاق بر يقين است كه مبادا سببى در آن مداخله نمايد چه صاحب يقين كسى است كه در رزق و روزى و حوائج خود بر خدا توكل كرده و چشم به اسباب و وسائط ندوخته است . وقتى كه حضرت ابراهيم عليه السّلام را به سوى آتش پرتاب كردند ، در آن حالت حضرت جبرئيل آمد و به ايشان گفت : آيا فرمايشى داريد ؟ كه حضرت ابراهيم عليه السّلام پاسخ داد : مرا به تو نيازى نيست ، من به او توكل كردهام . و اگر ذرهاى از توكل ابراهيم كاسته مىشد او در آتش مىسوخت ، اين يقين است .
--> ( 1 ) . عطار نيشابورى ، مصيبتنامه . ( 2 ) . از نگارنده .