الشيخ علي المشكيني
167
رساله هاى فقهى و اصولى
عيب ندارد ؛ ولى از جهت خيانت ناموسى ، مورد إشكال است . يا اينكه مثلًا در ولايت ووطن [ خود ] ، متجاهر است ، ولى در شهر ديگر ، يا در سفر حج ، حاضر نيست [ كه ] مردم از گناه أو مطّلع شوند ؛ پس اظهار گناه آن در محلّ ديگر ، خالى از اشكال نيست . دوم : شخص مظلوم است ، كه مىتواند به عنوان شكايت از ظالمِ خود ، ظلمهاى أو را فاش كند ؛ مثلًا بگويد : مرا زده ، فحش ودشنام داده ، مال مرا در فلان روز بُرده وخورده ، وهكذا . ولو اين كه ظالم ، راضى به كشف اين اسرار نباشد ؛ بلكه اگر كسى [ را ] به ميهمانى دعوت كردند ، ولى طورى از أو پذيرايى نمودند كه أسباب توهين أو شد ، مىتواند از ميزبان ، راجع به كيفيّت ميهمانى ، غيبت كند . سوم : در مورد نصيحت كردن نسبت به مشورت كننده است . مثلًا كسى مىخواهد زنى بگيرد ، از شما راجع به آن ، مشورت مىخواهد ؛ جايز است [ كه ] عيوب آن زن وخانوادهء أو را بيان كنيد ، كه شنونده گرفتار نشود ، ولو آنان ، راضى به كشف آن اسرار نباشند . يا مىخواهد با كسى شريكِ دكان وكارخانه ومِلكى شود ، يا اين كه مىخواهد با أو مسافرت نمايد ، يا همسايه شود ، يا رفيق باشد ، يا رابطهء تجارتي باز كند ، يا درس بخواند ، يا درس بگويد ، يا كارگر وأجير أو گردد ؛ وشما در آن شخص ، عيوبى اطّلاع داريد كه ضرر ديني ودنيوي بر مشورت كننده دارد ؛ [ در اين صورتها ] شما مىتوانيد - بلكه گاهى واجب است - كه اظهارِ عيب كنيد . چهارم : مقام استفتا است . مثلًا به عالم مىگويد : فلانى ، مال مرا خورده ونمىدهد ؛ آيا از مال أو تَقاص كنم ، چه طور است ؟ يا أو را بزنم ، چه صورت دارد ؟ خلاصه [ در ] آنجا كه فهميدنِ مسئله ، محتاج باشد كه نام أو را ببرد وحالِ أو را بيان كند ، عيب ندارد . پنجم : جايى كه قصدش از غيبتِ كسى ، آن باشد كه وى از آن كار زشت ، خوددارى كند ؛ يعنى به قصد نهى از منكر ، عيب وزشتى أو را بگويد .