السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )
94
المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )
شايان توجه است كه اين فصل ، عهدهدار چارهجويى براى هرگونه مشكلى است كه ممكن است در راه تشخيص نسب امام مهدى عليه السّلام رخ دهد ، و چنانچه خوانندهى محترم ما را تا پايان اين فصل همراهى كند ، بخش اصلى و مهمّ پاسخ به سؤال « مهدى موعود چه كسى است ؟ » ، را دريافت خواهد كرد . ما متعهّد مىشويم كه معتقدات و پيشفرضهاى مقبول خود را در اين بحث به كنار بگذاريم تا سايهى خود را بر سير مباحث ما نيافكند ؛ مباحثى كه هدفى جز رسيدن به حق ندارد ، خواه ما بر حقّ باشيم يا نباشيم . زيرا عاقل كسى است كه با حقّ دشمنى نداشته باشد ؛ حال چنانچه خوانندهى گرامى در اين سخن تأمّل كند ، حتما بعد از خواندن اين مباحث ، ما را در حلّوفصل كردن موانع و معضلات روايى تشخيص تبار مهدى موعود عليه السّلام ، تصديق خواهد كرد و بر راه حل ارائه شده ، صحّه خواهد گذارد . شايان ذكر است كه مقصود ما در اين بحث از « موانع روايى تشخيص » عبارت از احاديثى است كه در نگاه آغازين ، متعارض و متخالف مىنمايند ؛ مسألهاى كه حلّ آن بر بسيارى پيچيده و لاينحلّ مىنمايد ، خصوصا افرادى كه از مهارت كافى در علوم حديث برخوردار نيستند و اين خود عاملى است كه به سهولت و به شكل بهتآورى افراد سست ايمان را به ورطهى انكار اصل ايدهى مهدويّت درمىافكند ، خواه اين منكران خود را اسما مسلمان بخوانند يا علنا به مبارزهى با اسلام كمر بسته باشند . روايات وارد در نسب امام مهدى عليه السّلام احاديث صحيحهاى كه دربارهى نسب امام مهدى عليه السّلام 1 وارد شده ، چند دستهاند كه مفادشان يكى است و با يكديگر اختلافى ندارند . بنابراين ، در راه تشخيص نسب حضرت ، مشكلى ايجاد نمىكنند . اكنون به بررسى روايات پيشگفته مىپردازيم : الف - حديث « مهدى ، كنانى ، قرشى و هاشمى است » مقدسى شافعى در عقد الدرر و نيز حاكم در المستدرك حديثى را ذكر كردهاند كه امام مهدى عليه السّلام را ابتدا به « كنانه » سپس به « قريش » و آنگاه به « بنىهاشم » منتسب مىكند . اين حديث همان است كه قتادة از سعيد بن مسيّب روايت كرده است . قتادة مىگويد : از سعيد بن مسيّب پرسيدم : آيا مهدى حقّ است ؟ گفت : آرى ، پرسيدم : او از كدام تبار