السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )

134

المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )

مانند همين حديث ، روايت ديگرى است كه كلينى قدّس سرّه و صدوق قدّس سرّه با سند صحيح از أبان بن عياش از سليم بن قيس هلالى از عبد الله بن جعفر طيار از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم نقل كرده‌اند كه نام امام على عليه السّلام سپس امام حسن عليه السّلام سپس امام حسين عليه السّلام سپس على بن الحسين عليه السّلام سپس محمد باقر عليه السّلام را ذكر فرمود و افزود : مكمّل دوازده امام ، نه تن از فرزندان حسين است . « 1 » و ضعف أبان بن عياش در اينجا مشكلى ايجاد نمىكند . چون از حادثه‌ى مستقبلى خبر داده كه ساليانى پس وفات وى بر طبق اخبار وى تحقق يافته است . در إكمال الدين روايات زيادى از اين دست وجود دارد كه برخى از افراد غير متخصص و غير خبره آن‌ها را به بهانه‌ى ضعف سند ، غير معتبر تلقى كرده است ، در حالى كه راويان ضعيف ، منحصر در افرادى هستند كه ساليانى پيش از تكميل شدن حلقه‌هاى زنجيره‌ى امامت ، از دنيا رفته‌اند و اين اعجاز ، بر اكثر اخبار غيبت امام دوازدهم منطبق است و خود شيخ صدوق قدّس سرّه هم بدان اشاره كرده است . او مىگويد : ائمه‌ى معصومين عليهم السّلام ، غيبت امام مهدى عليه السّلام و وقوع آن را براى شيعيان خود توضيح داده بودند و اين اخبار حدود دويست سال پيش از زمان غيبت در نوشته‌ها و كتب حديثى شيعه گردآورى و ثبت مىشد ، به گونه‌اى كه مىتوان ادّعا كرد هيچ فردى از اصحاب و شيعيان امامان معصوم نبود ، مگر آن‌كه بسيارى از اين اخبار و احاديث را در ميان روايات خود مىنگاشت ، كتبى كه آن‌ها را به نام اصول [ أربعمائة ] مىشناسيم و ساليان متمادى پيش از عصر غيبت در نزد شيعه محفوظ و مضبوط بودند و من در اين كتاب ، آن‌چه از اخبار وارد در باب « غيبت » به دستم رسيده است ، در مواضع خاص خود ذكر كرده‌ام . بر اين اساس ، كار مؤلفان اين كتب از چند صورت خارج نيست ، يا علم غيب داشته‌اند كه بعدا غيبت حجّت خدا واقع خواهد شد و آن را در كتب خود نوشتند كه اهل خرد هرگز چنين احتمالى را نمىپذيرند يا همگى با وجود فاصله‌ى مكانى و زمانى و اختلاف آرا در

--> پس از صدق ، بيش از مطابقت با واقع نكته‌اى باقى نمىماند ، مانند قضيه‌ى نزول عيسى عليه السّلام و ظهور مهدى ( عج ) و فتنه‌ى دجّال هرچند هنوز هيچ كدام حاصل نشده‌اند . ( 1 ) . الكافى / ج 1 / باب 126 / ص 529 / ح 4 ؛ إكمال الدين / ج 1 / باب 24 / ص 270 / ح 15 ؛ الخصال / ج 2 / ص 477 / ح 41 .