السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )

126

المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )

عملا حاكمند . پس ، مراد از امير و خليفه افرادى هستند كه مجازا بدين عنوان از ايشان ياد شده است چنين در المرقاة آمده است . « 1 » 2 . مدلول نصّ ، همين دوازده تن است ، همچنان كه مقتضاى تشبيه ايشان به نقباى بنى اسرائيل نيز همين است ، خداوند متعال مىفرمايد : خداوند از بنى اسرائيل ميثاق و تعهّد گرفت و از ميان ايشان دوازده نقيب برانگيخت . « 2 » 3 . اين احاديث ، خالى نبودن زمان از دوازده امام را مفروض مىگيرند و بيان مىدارند كه بايد يكى از آنان تا هنگامى كه دين مىپايد ، در قيد حيات باشد تا قيامت فرارسد . مسلم در اين زمينه حديث صريحى را چنين نقل مىكند : اين امر در قريش باقى مىماند تا زمانى كه از مردمان دو تن زنده باشند . « 3 » اين حديث دقيقا بر اعتقاد شيعه مبنى بر زنده بودن امام دوازدهم مهدى موعود ( عجلّ الله تعالى فرجه ) منطبق مىباشد ؛ موعودى كه بايد در آخر الزمان - طبق بشارت جدّ مكرّمش رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم - ظهور كند و زمين را كه در آن زمان از ظلم و جور پر شده است ، از عدل‌وداد آكنده سازد . ناگفته نماند كه اهل سنت ، هرگز بر تعيين اسامى دوازده تن اتفاق نظر نداشته‌اند ، حتى برخى از ايشان به ناچار براى تكميل اسامى دوازده نفر از يزيد بن معاوية ، مروان و عبد الملك و عمر بن عبد العزيز نام برده‌اند . « 4 » اين برداشت قطعا تفسير نادرست و غير منطبقى براى نصّ حديث نبوى محسوب مىشود زيرا لازمه‌ى چنين تفسيرى ، خالى ماندن همه‌ى اعصار پس از عمر بن عبد العزيز از خليفه‌ى بر حق است ، با آن‌كه دين همچنان تا روز قيامت پابرجا خواهد ماند . اگر حديث شريف را بر طبق نگرش شيعى تفسير نكنيم ، قطعا معناى مشخصى نخواهد داشت . چون پر واضح است كه بر پايه‌ى حوادث تاريخ ، چندين برابر اين عدد - دوازده نفر -

--> ( 1 ) . عون المعبود / ج 11 / ص 262 / شرح حديث 4259 . ( 2 ) . مائده / 12 . ( 3 ) . صحيح مسلم / ج 3 / ص 1154 / ح 1820 ؛ صحيح بخارى / ج 9 / ص 701 / ح 1995 . ( 4 ) . براى آشنايى بيشتر با اين اقوال ر . ك : السلوك لمعرفة دول الملوك / مقريزى / ج 1 / صص 13 - 15 ؛ تفسير ابن كثير / ج 2 / ص 34 ذيل آيه‌ى دوازدهم سوره‌ى مائده ؛ شرح العقيدة الطحاوية / ج 2 / ص 736 ؛ شرح ابن القيم على سنن أبى داود / ج 11 / ص 263 / ح 4259 ؛ الحاوى للفتاوى / ج 2 / ص 85 .