السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )

127

المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )

از قريش به حكومت و خلافت ظاهرى رسيده‌اند ، خواه از امويان يا عباسيان ؛ بدون آن‌كه طبق اتفاق مسلمانان به نام يكى از آنها تصريح شده باشد . افزون بر آن‌كه همگى منقرض شده‌اند و هيچ فردى از آنها در قيد حيات نيست . قندوزى حنفى بدين منظور مىگويد : برخى از محققان گفته‌اند : احاديث بيانگر دوازده تن بودن خلفاى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم از اشتهار ويژه‌اى برخوردارند و از طرق زيادى نقل شده‌اند و ما با روشنگرىهاى زمان و توضيحات روزگار ، فهميده‌ايم كه منظور رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم از آن دوازده نفر در اين حديث ، ائمه اثنى عشر از اهل بيت اوست و نمىتوان اين حديث را بر حاكمان اموى تطبيق كرد . زيرا هم تعدادشان از دوازده نفر بيشتر است و همگى - جز عمر بن عبد العزيز - مرتكب ظلم‌هاى فاحشى شده‌اند و از بنى هاشم نبوده‌اند ، در حالى كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم - طبق روايت عبد الملك از جابر - فرمودند : « همگى آنها از بنى هاشم‌اند » و آهسته ادا شدن اين عبارت از سوى رسول خدا اين روايت را تأييد مىكند . چون بنى اميه خلافت بنى هاشم را خوش نداشتند . همچنين نمىتوان حديث را بر عباسيان تطبيق كرد . زيرا خلفاى بنى العباس فزونتر از عدد مذكور بودند ؛ ديگر اين‌كه چندان عدالت و پارسايى را رعايت نمىكردند . . . . گفتنى است كه حديث ثقلين نيز از عترت پيامبر بودن دوازده امام معصوم عليه السّلام را تأييد مىكند . « 1 » از طرفى مىدانيم كه اين حديث نبوى ( بيانگر خلفاى دوازده‌گانه ) به لحاظ تاريخى پيش از حيات متسلسل ائمه‌ى معصومين عليهم السّلام صادر شده است و پيش از نضج گرفتن و تكامل يافتن تفكر و فرهنگ شيعى ، در كتب صحاح اهل سنّت و غير آن ثبت و ضبط شده است . پس اين حديث ، انعكاس و ثبت يك پديده‌ى تاريخى انجام پذيرفته و پايان يافته نيست ، بلكه تعبير از يك حقيقت ربّانى و اخبار از يك مشيّت الهى است كه بر زبان پيامبر « لا ينطق عن الهوى » جارى شده است . ازاين‌روى سخن حضرتش كه فرمود : « خلفاى بعد از من دوازده تن خواهند بود » ؛ از آن جهت صادر شد كه در آينده شاهد و مصدّق نظام امامتى باشد كه با على بن ابى طالب عليه السّلام آغاز و با امام مهدى عليه السّلام پايان مىيابد و اين تنها تفسير معقول و منطقى براى اين حديث است . « 2 »

--> ( 1 ) . ينابيع المودّة / قندوزى / ج 3 / باب 77 / ص 105 . ( 2 ) . بحث حول المهدى / شهيد سيد محمد باقر صدر / صص 54 - 55 .