السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )

122

المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )

حديث ، اين روايت را از طرق بسيارى نقل كرده‌اند كه شمارش آنها واقعا دشوار است . « 1 » بنابراين ، كسى نمىتواند به لحاظ سندى در صحت حديث مزبور مناقشه كند . هرچند شيخ ابو زهرة دچار توهّم شگفت‌آورى شده 5 و آن را تنها از احاديث مذكور در كافى دانسته است . « 2 » چنان كه ملاحظه شد ، متواتر شمردن اين حديث بعيد نيست و از طرفى ، دلالت صريح آن بر « ضرورت شناخت امام واقعى توسط هر زن و مرد مسلمان و عاقبت تأسف بار مسلمانانى كه تا هنگام مرگ امام خود را نشناخته‌اند » به هيچ عنوان قابل تأويل و توجيه نيست . چنانچه فردى ادّعا كند كه مقصود از « امامى كه اگر فرد مسلمان وى را نشناسد ، با مرگ جاهلى از دنيا رفته است » ، همان سلطان يا حاكم است ، هرچند كه فاسق و ظالم باشد ؛ بايد نخست با دليل معتبرى اثبات كند كه شناخت فرد فاسق و ظالم از واجبات دينى است ، آنگاه مشخص سازد كه چه نتيجه‌ى مثبتى مىتواند بر ضرورت شناخت حاكم ظالم و فاسق مترتّب شود كه اگر فرد مسلمان او را نشناسد و از دنيا برود ، قاعدتا با مرگ جاهلى اين جهان را ترك گفته است ؟ ! كوتاه سخن اين‌كه : حديث شريف ثقلين بر وجود امام بر حق ، در هر عصر و نسلى دلالت مىكند و اين واقعيت تحقق نمىپذيرد ، مگر با اعتقاد به وجود امام مهدى عليه السّلام و تداوم حيات طيبه‌ى آن ذريّه‌ى فاطمه عليها السّلام و امام بر حقّ . حديث « زمين از حجّت قائم خداوند ، تهى نخواهد ماند » هر دو گروه به اين حديث استناد كرده‌اند و از طرق متعددى « 3 » آن را نقل كرده‌اند .

--> 123 ؛ إكمال الدين / ج 2 / صص 412 - 413 / ح 10 و 11 و 12 و 15 ؛ الإمامة و التبصرة / ص 219 / ح 69 و 70 و 71 ؛ قرب الإسناد / ص 351 / ح 1260 ؛ بصائر الدرجات / ص 259 و 509 و 510 . ( 1 ) . مسند أحمد / ج 2 / ص 83 و ج 3 / ص 446 و ج 4 / ص 96 ؛ مسند ابو داود طيالسى / ص 259 ؛ المعجم الكبير / طبرانى / ج 10 / ص 350 / ح 10687 ؛ مستدرك الحاكم / ج 1 / ص 77 ؛ حلية الاولياء / ج 3 / ص 224 ؛ الكنى و الاسماء / ج 2 / ص 3 ؛ سنن بيهقى / ج 8 / صص 156 و 157 ؛ جامع الاصول / ج 4 / ص 70 ؛ شرح صحيح مسلم / نووى / ج 12 / ص 440 ؛ تلخيص المستدرك / ذهبى / ج 1 / صص 77 و 177 ؛ مجمع الزوائد / هيثمى / ج 5 / صص 218 و 219 و 223 و 225 و 312 ؛ تفسير ابن كثير / ج 1 / ص 517 . ( هم‌چنان‌كه الكشى در رجال ص 235 / ش 428 در بيان أحوال سالم بن أبى حفصة آن را حكايت كرده است ) . ( 2 ) . الامام الصادق / أبو زهرة / ص 194 . ( 3 ) . اين حديث در منابع ذيل وارد شده است : المعيار و الموازنة / ابو جعفر إسكافى معتزلى / ص 81 ؛ عيون الأخبار / ابن قتيبة / ص 7 ؛ تاريخ يعقوبى / ج 2 /