السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )

112

المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )

اكنون كه اخبار متواتر ، تنها درباره‌ى يك مهدى موعود وارد شده ، پس لاجرم يكى از دو گروه در انتظار يك « مهدى موهوم و غير واقعى » هستند و اين حقيقت مىطلبد كه هر يك از اين دو گروه در عقيده‌ى خود و فرقه‌ى ديگر بنگرد و با نظر تحقيق يك بار ديگر ادلّه‌ى خود و گروه ديگر را ارزيابى كند هرچند محققان حق‌جو كه بدين توصيه عمل كنند اندكند ، ليكن از سيره‌ى عملى انسان‌هاى حق‌طلب به دور نيست . اكنون جهت روشن شدن اسم صحيح پدر بزرگوار امام مهدى عليه السّلام و تعيين اين‌كه نام شريفشان عبد الله است يا حسن ، به بحث مىپردازيم . احاديث « اسم پدر مهدى اسم پدر من ، عبد الله است » گفتنى است كه اگر برخى از علماى شيعه اين احاديث را در كتب روايى خود ذكر كرده‌اند ، از اين‌روى نبوده كه آن‌ها را صحيح مىدانسته‌اند ، چون مخالفت محتواى اين احاديث با اصول معتقدات شيعه كاملا روشن است ، بلكه علّت آن يكى از اين دو امر است : الف - امكان توجيه و جمع آن‌ها با اصول مذهب شيعه . ب - اثبات امانتدارى خود در نقل مدارك و ادلّه‌ى خصم و آگاهاندن ساير فرق مسلمانان از نقطه نظرات انتقادى ايشان نسبت به اين احاديث . حال به نقل و بررسى اين احاديث مىپردازيم : 1 . ابن أبى شيبة ، طبرانى و حاكم از عاصم بن أبى النجود از زرّ بن حبيش از عبد الله بن مسعود از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم اين‌گونه نقل كرده‌اند : دنيا به پايان نخواهد رسيد ، تا اين‌كه خداوند مردى را برانگيزد كه اسم او مشابه اسم من و اسم پدرش مشابه اسم پدرم باشد . « 1 » 2 . ابو عمرودانى و خطيب بغدادى هر دو از طريق عاصم بن أبى النجود از زرّ بن حبيش از عبد إله بن مسعود از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم چنين نقل كرده‌اند : قيامت برپا نخواهد گشت تا اين‌كه مردى از خاندان من كه نامش مشابه نام من و نام پدرش مشابه نام پدرم است ، بر مردم حكومت كند . « 2 »

--> ( 1 ) . المصنّف / ابن أبى شيبة / ج 15 / ص 198 / ح 19493 ؛ المعجم الكبير / طبرانى / ج 10 / ص 163 / ح 10213 و ص 166 / ح 10222 ؛ مستدرك الحاكم / ج 4 / ص 442 . و از ميان شيعه ، مرحوم مجلسى در بحار الانوار / ج 51 / ص 82 آن را به نقل از إربلى ( ره ) در كشف الغمة / ج 3 / ص 261 و وى به نقل از الأربعين ابو نعيم حكايت كرده است . ( 2 ) . سنن ابو عمرو داني / صص 94 - 95 ؛ تاريخ بغداد / ج 1 / ص 370 ( و البته از شيعه ، كسى اين حديث را نقل نكرده است ) .