الشيخ علي اكبر النهاوندي
83
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )
مسألهاى است كه در عهد خليفهء ثانى ، محلّ ابتلا شد و خليفه از عهدهاش برنيامد ، ساير صحابه واماندند و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام جواب داد . زهى دخترك شيرخواره كه مايهء روسفيدى پيشوايان خود شده . پس از آن فرموده : نيز ابن الصلاح در علوم حديث « 1 » و خطيب در كفايه « 2 » از ابراهيم بن سعد جوهرى نقل كردند كه گفت : كودك چهار سالهاى را ديدم كه نزد مأمون آوردند ، او قرآن خوانده بود و در رأى نظر كرده بود ؛ يعنى به درجهء اجتهاد رسيده بود ، جز آنكه هرگاه گرسنه مىشد ، مىگريست . اين ناچيز اين قضيه را با قضاياى چندى از اين قبيل ، در جنّة العاليه ذكر نمودهام و نيز فرموده : در ترجمهء عرفاى ايشان حكايتها از اين رقم است كه ذكرش موجب تطويل است ، حتّى آنكه گويد : شيخ عبد القادر در ماه رمضان ، از پستان مادر شير نمىخورد ، سالى ، ماه مشتبه شد ، به عمل او رجوع كردند . بالجمله اگرچه نقل اين قسم حكايتها از ايشان ، نزد اماميّه ، قول جزاف محسوب مىشود و لكن از قدرت بارى تعالى استبعادى ندارد و اى كاش موردين اين شبهه ، خجلت مىكشيدند كه براى كودكان خود ، اين قسم مقامات عاليّه قرار مىدهند ، ولى اينگونه مقامات را دربارهء فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله استغراب مىكنند . [ شبههء پنجم : طول عمر حضرت ] 5 صبيحة بدان شبههء پنجمى كه اهل خلاف ، دربارهء وجود آن جان جهان و امام عالميان نمودهاند ، اين است كه مىگويند : تولّد مهدى موعود را سلّمنا ، لكن طول عمرش با باقى بودن با كمال قوّت و توانايى و وفور عقل ، چنانكه شما اماميّه ادّعا مىنماييد ، امرى خارق عادت است ؛ زيرا عمر شريف او از زمان تولّد كه سال دويست و پنجاه و شش
--> ( 1 ) . علوم الحديث ، ص 131 . ( 2 ) . كتاب الكفاية فى علم الرواية ، ص 64 .