الشيخ علي اكبر النهاوندي
67
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )
اخبار متواتره از طرق خودشان ، براى مهدى موعود ، در محمد بن الحسن العسكرى بيان فرموده و ما از آنها قطع پيدا نكرده باشيم به اينكه آن حضرت ، همان مهدى موعود است ؛ وجود دليل بدون مدلول و نبودن آن علامات و افتادن آنها از علائم بودن ، لازم خواهد آمد ، كما لا يخفى . وجه هشتم : قول شما جمهور مخالفين كه مىگوييد ؛ محتمل است مهدى موعودى كه جامع آن علاماتى باشد كه پيغمبر در آن اخبار متواتره فرموده ؛ بعد از اين ، متولّد شود ، قولى مقبوح و احتمالى مرجوع است و آنچه ما اماميّه در تطبيق آن علامات با وجود شريف حضرت حجّة بن الحسن العسكرى عليهما السّلام مىگوييم ؛ احتمالى راجح و قولى لايح است ، چون تطابق آن علامات با ذو العلامت بالفعل حاصل است و براى ما جايز نيست احتمال مرجوح را بگيريم و به واسطهء اين احتمال مرجوح ، دست از عمل به دلايل راجحه برداريم ، زيرا اگر اين ممشى در اخذ ادلّه اعمال شود ، همانا عمل نمودن به بيشتر ادلّهء مثبتهء احكام شرعيّه ممتنع مىشود ، چون هيچ دليل راجحى نيست ، جز آنكه احتمال تجدّد ما يعارضه به سوى آن ، مسطرقى است ، با اينكه اجماعا چنين احتمالى مانع از عمل نمودن برطبق آن دليل راجح نيست . وجه نهم : لازمهء قول شما در مهدى موعودى كه بعد از اين ، متولّد مىشود و او ابن الحسن العسكرى عليه السّلام نيست ، اين است كه حال شما ، حال يهوديان زمان بعثت حضرت ختمى مرتبت باشد ؛ همانطور كه آنها بعد از بعثت آن سرور گفتند : ما به آمدن پيغمبرى محمد نام ، اعتقاد داريم . چنانكه اوصاف او در تورات است و موسى به آن خبر داده ، و لكن اين محمد ، آن نيست و بعد از اين ، متولّد خواهد شد و چون با ديدن علامات مذكور در تورات و منقول از لسان موسى در آن جناب ، مايل به اين احتمال شدند ، لذا مورد طعن واقع شدند و آيات قرآنى بر مذمّت آنها وارد و در آنها اوصاف كفّار معاندين براى آن يهوديان ثابت گرديد . پس حال شما نسبت به مهدى موعود در لسان پيغمبر هم ، چنين است كه با وجود بودن علاماتى كه آن سرور براى آن امام منتظر فرموده و بودن تمامى آنها در آن