الشيخ علي اكبر النهاوندي

66

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )

پس قول به اعتبار عدد دوازده و نبودن آن‌ها ، اين دوازده امام مشهور و معروف نزد اثنا عشريّه ، خروج از اجماع و خرق آن است و آن چيزىكه به خروج از اجماع و بر خلاف آن مؤدّى شود ، قول به فساد و عاطل و باطل دانستن آن ، لازم و واجب است . [ ادامهء رد بر شبهه اوّل ] وجه پنجم : آن اخبار متواترهء وارده از طرق ايشان كه دربارهء مهدى موعود وارد گرديده به حديث مسلّم الصّدور از حضرت ختمى مرتبت مؤيّداند كه فرمود : « اللّهمّ لا تخلوا الأرض من حجّة امّا ظاهر مشهود او غايب مغمور » « 1 » ؛ چه مفادّ اين حديث ، بر مدّعاى اماميّه دلالت تامّ دارد كه مهدى موعود متولّد شده و همان امام غايب است كه ما به امامت او اعتقاد داريم و اگر چنين نباشد ، خلوّ زمان از حجّت و آن‌كه خلق حجّت معدوم ، حجّت زمان ايشان باشد ، لازم خواهد آمد و التزام به اين ، اشنع قول و افضع اعتقاد است . وجه ششم : حديث متواتر مسلّم بين الطّرفين من قوله صلّى اللّه عليه و إله « انّى تارك فيكم الثقلين كتاب اللّه و عترتى اهلبيتى و هما لا يفترقان حتّى يردا علىّ الحوض » دليل واضح ، بلكه به منزلهء نصّ است كه قرآن و عترت هر دو الى يوم القيامة باقى و برقرار خواهند بود و اين‌كه ضرورت دين اسلام بر بقاء قرآن الى يوم القيامة است . پس بايد عترت هم ، هميشه در روى زمين باقى باشند تا مصدّق قرآن باشند و قرآن هم مصدّق آن‌ها باشد و تا روز قيامت از يكديگر مفارقت نكنند . على هذا ، احتمال عدم تولّد و عدم بقاى حضرت حجّة اللّه المهدى باطل خواهد بود . بنابراين با عدم ظهور آن بزرگوار در انظار ، بايد غايب ، مخفى و غير شاهد به ابصار باشد و هو المطلوب . وجه هفتم : بعد از اين‌كه يافت شد آن علاماتى كه حضرت ختمى مرتبت در

--> ( 1 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 511 ؛ الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 221 ؛ الخرائج و الجرائح ، ج 3 ، ص 1110 ؛ بحار الانوار ، ج 53 ؛ ص 191 .