الشيخ علي اكبر النهاوندي
407
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )
چنانچه شيخنا الطّوسى - قدّس اللّه روحه القدوسى - بعد از اينكه غيبات انبيا را در كتاب غيبت خود ذكر نموده ، فرموده : وقتى اين حكايات ، مشهور و ثابت گرديد ، پس چگونه مىتوان غيبت صاحب الزمان را انكار نمود ، مگر آنكه طرف مقابل ما دهرىمذهب باشد ، همهء اينها را محال بداند و انكار كند كه ما در اين حال ، در خصوص غيبت با او گفتگو نمىكنيم ، بلكه به اصل توحيد و به اينكه غيبات حجج ممكن و مقدورند ، نقل كلام مىنماييم و در خصوص غيبت با كسى مىتوان محاوره كرد كه به اسلام اقرار داشته باشد . امثال حكايات مذكور در غيبات حجج بسيارند . اصحاب سير و تواريخ ، از ملوك فرس نقل نمودهاند كه ايشان مدّتى ، براى مصلحتى از اصحاب خودشان غايب گرديدهاند ، طورى كه خبر ايشان به اصحابشان نمىرسيد و بعد از آن نزد اصحاب خود برگشته و ظاهر گرديدهاند ، هرچند قرآن به اينها ناطق نيست ، لكن در تواريخ مذكور است . حكماى هند و روم هم ، چنيناند كه چند دفعه ، غيبت نمودند ، طورى كه احوال غيبت ايشان ، خارج از عادات گرديد و ما آنها را ذكر نمىكنيم ، زيرا مخالف ما بسا آنها را انكار نمايد ؛ چنانكه اخبار را انكار مىكند . اين ناچيز گويد : اگرچه مؤلّفين كتب غيبت ، به واسطهء عدم اهميّت ، از اين نحو غيبات ، در مسفورات با بركات خود نقل نكردهاند ، و لكن اين حقير تتميما للفائده و تعميما للعائده و تأكيدا لدفع الأستبعاد عن غيبة من ينتظره العباد ، به نقل پنج مورد از اين غيبتها اكتفا مىنمايم . 1 - غيبت سلطانيّه در تاريخ حبيب السير « 1 » ، در ضمن بيان حالات شاپور ذو الاكتاف چنين آمده : ارباب اخبار آوردهاند ذو الاكتاف در ايّام جهاندارى به كرّات با قياصرهء روم محاربات
--> ( 1 ) . تاريخ السير ، ج 1 ، صص 331 - 330 .