الشيخ علي اكبر النهاوندي

401

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )

جبرييل كتابى براى حضرت رسالت پناه آورد كه احوال جميع پيغمبران و پادشاهان گذشته در آن بود . سپس حضرت رسول فرمود : جبرييل احوال ايشان را به‌طور مجمل نقل فرمود . از جمله در آن روايت است ؛ چون اشخ بن اشجان كه به او كنيس مىگفتند ، پادشاه شد ؛ دويست و شصت و شش سال پادشاهى كرد . سال پنجاه و يكم پادشاهى او ، حضرت عيسى به آسمان رفت و شمعون بن حمون الصّفا را خليفهء خود گردانيد ، شمعون كه به رحمت ايزدى و اصل شد ، حضرت يحيى بن زكريّا به پيغمبرى مبعوث گشت ، در آن‌وقت ، اردشير ، پسر اشكان پادشاه شد و چهارده سال و ده ماه پادشاهى كرد ، سال هشتم پادشاهى او ، يهوديان حضرت يحيى را شهيد كردند و يحيى فرزند شمعون را وصىّ خود گردانيد . بعد از اردشير ، شاپور پسر او پادشاه شد و سى سال پادشاهى كرد تا خدا او را كشت و در آن زمان علم و نور و تفصيل حكمت و احكام خدا در فرزندان يعقوب ، پسر شمعون بود و حواريّان اصحاب عيسى از ايشان مىبودند . آن‌گاه بختنّصر پادشاه شد و مدّت پادشاهى او صد و هفت سال طول كشيد ، او هفتاد هزار نفر را بر خون يحيى كشت ، بيت المقدّس را خراب كرد و يهود در شهرها پراكنده شدند ، چون چهل و هفت سال از پادشاهى او گذشت ، خدا ، عزير را بر اهل آن شهرها كه از ترس مرگ گريخته بودند ، به پيغمبرى فرستاد و عزير را با آن‌ها ميراند و بعد از صد سال ، همه را زنده گردانيد ، ايشان صد هزار نفر بودند و باز همه به دست بختنّصر كشته شدند . بعد از بختنّصر ، مهرويه ، پسر او پادشاه شد ، شانزده سال و بيست و شش روز پادشاهى كرد ، دانيال را گرفت و به چاه انداخت و براى اصحاب او نقب‌ها كند ، در آن نقب‌ها آتش افروخت و ايشان را در آتش افكند . ايشان اصحاب اخدوداند كه خدا در قرآن فرموده است . چون حق تعالى خواست دانيال را قبض روح نمايد ، به او امر فرمود نور و حكمت