الشيخ علي اكبر النهاوندي

402

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )

خدا را به مكيخا پسر خود بسپارد و او را خليفهء خود گرداند ؛ در آن زمان ، هرمز پادشاه شد و سى و سه سال و سه ماه و چهار روز پادشاهى كرد ، بعد از او بهرام ، بيست و شش سال پادشاهى كرد و در اين مدّت ، مكيخا پسر دانيال و اصحاب او از مؤمنان و شيعيان تصديق‌كننده حافظ بين و شريعت خدا بودند ، امّا در آن زمان نمىتوانستند ايمان را ظاهر كنند و قادر نبودند سخن حقّى را علانيه بگويند . بعد از بهرام ، بهرام پسر او هفت سال پادشاهى كرد و در زمان او ، پيغمبران منقطع شدند و فترت به هم رسيد ، باز مكيخا ولىّ امر امامت و وصايت بود و اصحاب مؤمنش با او بودند . چون ارتحال او به دار بقا نزديك شد ، حق تعالى در خواب به او وحى نمود تا نور و حكمت خدا را به انشو پسر خود بسپارد و او را وصىّ خود گرداند . فترت ميان عيسى و محمد ، چهارصد و هشتاد سال بود و در آن روز فرزندان انشو دوستان خدا در زمين بودند كه يكى بعد از ديگرى وصىّ و پيشوا مىشدند و خداوند جبّار هركه را مىخواست ، وحى مىنمود . بعد از بهرام ، شاپور پسر هرمز بود ، او دو سال پادشاهى كرد و اوّلين كسى بود كه تاج ساخت و بر سر گذاشت و باز در آن زمان انشو وصىّ بود ، بعد از شاپور ، اردشير برادر او ، دو سال پادشاهى كرد و در آن هنگام بود كه خداوند اصحاب كهف و رقيم را زنده كرد و در آن‌وقت ، وسيحا ، پسر انشو خليفهء خدا بود ، بعد از اردشير ، شاپور پسر او بود كه پنجاه سال پادشاهى كرد و باز در آن هنگام ، وسيحا حافظ دين خدا بود . بعد از شاپور ، يزدجرد پسر او ، بيست و يك سال و شصت و نه روز پادشاهى كرد كه وسيحا خليفهء خدا در زمين بود ، زمانى كه خدا خواست وسيحا را به رحمت خود ببرد ، در خواب به او وحى كرد علم و نور و تفصيل حكمت‌ها و احكام خدا را به نسطورس ، پسر خود بسپارد و او را وصىّ گرداند . بعد از يزدجرد ، بهرام گور بيست و شش سال و سه ماه و هجده روز پادشاهى كرد ، باز نسطورس خليفهء خدا در زمين بود و در آن زمان مؤمنان با او مىبودند ، هنگامى كه حق تعالى ارادهء انتقال نسطورس را به جوار رحمت خود نمود ، در خواب به او وحى