الشيخ علي اكبر النهاوندي
394
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )
باشد ؛ چه در امثال اين كارها خدا آيهء سكينه فرستاده ، مؤمنين را با پيغمبر خويش شريك فرموده . همچنين گويند : ابو بكر به هيچگونه آسوده نشد تا آنكه پيغمبر پاى مبارك را به يك سوى غار دراز كرد و از آنجا درى به دريا گشوده و كشتى حاضر گشت . سپس فرمود : اى ابو بكر ! اگر كفّار از در غار آيند ، ما از اين در به كشتى درآمده ، به دريا مىرويم ، آنگاه ابو بكر به ناچار ساكت شد . نيز گويند : على عليه السّلام در آن سه روز براى ايشان طعام مىبرد و روز سوّم براى ايشان و دليلشان سه شتر حاضر كرد تا از غار كوچ كردند . اين ناچيز گويد : در بيان اين غيبت ، همين اندازه از كلام كافى است ، هركس طالب تفصيل باشد ، به كتب مبسوطهء تواريخ و سير مراجعه نمايد . در توضيح و تشريح اين غيبت ، اختفا و بودنش از دلايل محكم بر جواز غيبت امام عصر و حجّت خدا ، رجوع به صبيحهء بيست و پنجم از عبقريّهء سوّم اين بساط لازم و ملاحظهء مندرجات آن در تأييد و تشييد مذكورات اين مقام ، متحتّم است . و اللّه الهادى و ولىّ الأيادى . استنباط قندى من الفاضل الهندى سيّد جليل سيّد اسد اللّه بن سيّد عليرضا الحسينى المازندرانى در حاشيهء كتاب خلاصة العقايد خود فرموده : مجتهد الزّمان مولينا بهاء الدين محمد اصفهانى ، مشهور به فاضل هندى در رسالهء چهار آينه ، از آيهء غار بر كفر اوّلى استدلال نموده است . ما بعد از ذكر آيه و ترجمهء آن ، مجملى از خيال او را مىنويسيم . قال اللّه تعالى : إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الْغارِ إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا « 1 » ترجمه ؛ حق تعالى در مقام ترغيب به اطاعت پيغمبر و مجاهده نمودن در ركاب آن حضرت مىفرمايد : اگر او را نصرت و يارى نكنيد ، حق تعالى او را نصرت داد ،
--> ( 1 ) . سوره توبه ، آيه 40 .