الشيخ علي اكبر النهاوندي

395

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )

زمانى كه ، جماعتى كه كافر شده بودند ، او را از مكّه بيرون كردند دوّم آن دو تا بود ؛ يعنى آن حضرت با اوّلى بود در وقتى كه آن دو تا در غار بودند ، هنگامى كه پيغمبر به صاحب خود كه اوّلى است ، گفت : محزون مباش خدا با ماست . وجه استدلال آن‌كه در لغت عرب نصرت به معنى غلبه است و بالاتّفاق پيغمبر از كفّار گريخته ، پنهان به غار تشريف بردند و غلبهء آن حضرت نسبت به كفّار عمل نيامد ، بلكه از شرّ ايشان نجات يافت و موافق قواعد عربيّه إذ يقول بدل از هما و اذ هما بدل اذ أخرجه است و ذكر بدل مشعر به عدم ارادهء مبدّل است . لذا ماحصل كلام اين منزله مىشود ؛ فقد نصره اللّه إذ يقول الصاحب و نصرت ، چنان‌كه گفتيم غلبه بر عدوّ است و غلبهء آن حضرت بر اوّلى در غار حاصل شد ، چون او اراده داشت به هر نحوى كفّار را اخبار نمايد . چنان‌كه تفصيلش به طريق خاصّه وارد شده و حق تعالى آن حضرت را بر او نصرت داده ، او را منع نمود و عدوّ پيغمبر ، كافر است ، بنابراين كفر او رسيد . اين مجمل سخن ايشان بود و من مىگويم : اگر بالفرض استدلال تمام نشود ، همين‌كه احتمال اين معنى در آيهء مباركه مىرود ، چگونه مخالفين از اين آيه بر خلافت او استدلال مىكنند ؟ ! انتهى . غيبت چهارم آن رسول قويم المنهاج ، اختفاى او از اين نشئه و رفتنش به معراج است و اين عظيم‌ترين غيبت آن بزرگوار ، بلكه بالاترين غيبت از غيبت‌هاى ساير حجج پروردگار است ، زيرا تمام آن غيبت‌ها ، اختفا از صقعى از اين نشئهء دنيا و ظهور در صقعى ديگر از همين عاريت‌سرا بوده ولى اين غيبت ، اختفا از نشئهء دنيا و عالم شهود و ظهور در عالم غيب و عند الربّ المعبود است ، كما لا يخفى على ارباب النهى . مجمل آن بنابر نقل اصحاب تفاسير و اخبار و ارباب تواريخ و آثار و از جمله