الشيخ علي اكبر النهاوندي

392

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )

ابو بكر تا سخن او را شنيد ، سخت آشفته گشت و بر غلق و اضطرابش افزوده شد . رسول خدا فرمود : چنين اضطراب مكن ! ما ظنّك باثنين اللّه ثالثهما ولى ابو بكر به هيچ گونه آسوده نمىگشت . خداى در قرآن مجيد بدين اشاره كرده ، مىفرمايد : إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الْغارِ إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا ؛ اگر پيغمبر را يارى نمىكنيد ، پس خدا او را يارى داده است ؛ هنگامى كه كافران او را بيرون كردند درحالىكه دوّمين دو كس بود ، در وقتى كه هر دو در غار بودند و آن حضرت به رفيق خود مىگفت : مترس خدا با ماست . فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها ؛ پس خدا سكينهء خود را بر او فرستاد و او را با لشكر فرشتگان يارى كرد . وَ جَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلى وَ كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيا « 1 » ؛ وعيد دادن و بيم كردن ، كافران را پست كرد ، وعده و سخن حقّ ، بلند و غالب است . رسول خدا چون اضطراب ابو بكر را نگريست ، فرمود : اى ابو بكر ! به كران غار نظاره كن ؛ چون نظر كرد ، دريايى نگريست و سفينه‌اى در كنار آن حاضر ديد . آن‌گاه لختى بياسود و با خود انديشيد اگر دشمنان به غار آيند ، در كشتى خواهد رفت و بر آب دريا عبور خواهد كرد . امّا چون كفّار به غار نزديك شدند ، كبوتران پريدند و پردهء عنكبوتان بديدند ، گفتند : بايد در اين غار رفت و فحصى كرد . اميّة بن خلف گفت : پيش از ميلاد محمد ، عنكبوت بدين جا رسيده و تار تنيده ؛ ناچار مراجعت كردند . در خبر است كه كبوتران مكّه از نسل آن دو كبوترند كه از بركت آن‌ها هنوز در حرم مكّه به ايمنى طيران مىنمايند و در شأن عنكبوت آمد كه لشكرى از لشكرهاى خداست ، و مردمان را از كشتن آن‌ها نهى كرده و مانع شده‌اند .

--> ( 1 ) . سوره توبه ، آيه 40 .