الشيخ علي اكبر النهاوندي

386

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )

اين ناچيز گويد : شعب ، به كسر شين و سكون عين ، درّه‌اى است كه در كوه باشد ؛ چنان‌چه در كنز اللّغه آمده و در مجمع البحرين « 1 » است كه الشعب بالكسر الطريق فى الجبل و الجمع شعاب ككتاب و شعب ابى طالب بمكّه مولد النبى ، از اين عبارت چنين استفاده مىشود كه مولد حضرت ختمى مرتبت در آن درّهء با يمن و بركت واقع گرديده ؛ چنان‌چه ساير ارباب سير و تواريخ در كتب عالية الشمارع خود به اين قول ، هم‌داستان و با صاحب مجمع البحرين همزبان‌اند . غيبت سوّم آن ماحى ظلم و جور ، هجرت آن سرور از مكّه به غار ثور است . تفصيل اين اجمال بنابر منقولات ارباب كمال ؛ مثل معين الدّين هروى در معارج النبوّه ، قاضى عبد الحقّ دهلوى در مدارج الفتوّت ، غياث الدين بن الشّهير بخواند ، امير در حبيب السير « 2 » ، لسان الملك مستوفى در ناسخ التواريخ « 3 » ، علّامه مجلسى رحمه اللّه در حيات القلوب ، حاج ملّا محمد حسن القزوينى الحائرى الشيرازى در رياض الشهاده « 4 » و غير اين بزرگواران در غير اين كتب چنين است : رسول خدا بعد از بعثت در مراسم حجّ و عمره ، خود را بر اشراف قبايل عرضه ، ايشان را به اسلام دعوت كرده و لوازم نبوّت را به‌جاى آورد . سال يازدهم بعثت ، شش نفر از متوطّنان مدينه در عقبه ، منظور نظر خير البشر گشته ، حضرت ، ايشان را به قبول دين اسلام ترغيب نمود و چند آيه‌اى از قرآن به گوش جانشان رسانيد . مدنيان در آن اوان به كرّات از يهوديان شنيده بودند ، ظهور پيغمبر آخر الزمان نزديك است ، با خود گفتند : و اللّه اين پيغمبرى است كه جهودان ، ما را از بعثت او خبر مىدهند ؛ انسب آن است كه به وى ايمان آوريم تا از مدنيان كس ديگرى بر ما سبقت نگيرد . آن‌گاه زبان به كلمهء توحيد گويا گردانيدند و چون آن شش نفر از سفر مراجعت

--> ( 1 ) . مجمع البحرين ، ج 2 ، ص 513 . ( 2 ) . تاريخ حبيب السير ، ج 1 ، ص 323 - 320 . ( 3 ) . ناسخ التواريخ حضرت رسول ، ج 1 ، ص 19 - 9 . ( 4 ) . رياض الشهادة ، ج 1 ، صص 50 - 49 .