الشيخ علي اكبر النهاوندي
387
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )
نموده به مدينه رسيدند ، خبر بعثت آن بزرگوار را ميان مدنيان انتشار دادند ؛ ذكر حضرت در آن بلده ، اشتهار يافت و انوار ايمان و اسلام بر احوال بسيارى از ساكنان آن ديار شتافت . سال دوازدهم بعثت ، دوازده نفر از ايشان به مكّه شتافتند ، در عقبه به عزّ ملازمت حضرت رسالت ، معزّز شدند و با حضرت بيعت نمودند كه در حال عسر و يسر و زمان نشاط و اندوه ، از فرمودهء خدا و رسول او درنگذرند ، اهل سير به اين بيعت ، بيعت عقبهء اولى مىگويند . اين جماعت هنگام مراجعت ، به فرمودهء حضرت رسالت ، مصعب بن عمير را همراه خويش به مدينه برده ، به ارشاد اهالى آنجا پرداختند ، اكثر قبيلهء اوس و خزرج به اظهار اسلام مبادرت نمودند . سال سيزدهم بعثت ، جمع كثيرى از مدينه به حريم حرم شتافتند ، از آن جمله ، هفتاد مرد و به روايتى هفتاد مرد و سه زن در شب دوّم از ليالى ايّام تشريق ، در بيعت عقبه به ملازمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله رسيدند و چون قواعد اين بيعت كه مورّخان آنرا بيعت ثانيه گويند ، استحكام تمام يافت و حضرت رسالت از امر اين بيعت باز پرداخت ؛ شيطان - عليه اللّعنه - بر سر عقبه آمده ، فرياد برآورد : اى اهل منى ! بدانيد مردم يثرب با محمد بيعت و بر حرب شما اتّفاق نمودند . روز ديگر قريشيان به ميان قافلهء مدنيان رفته ، گفتند : اى قوم اوس و اى قوم خزرج ! ما شنيديم شما به مخالفت ما با محمد بيعت كردهايد . بعضى از مشركين يثرب كه از آن مهم ، خبر نداشتند ، سوگند خوردند كه اين خبر غير واقع است ، پس خاطر قريشيان اطمينان يافت و چون انصار به مدينه بازگشتند ، حقيقت اين حال بر قريشيان ظاهر شد . لاجرم بيش از پيش در ايذا و اضرار اتباع احمد مختار ، مبالغه نمودند . خير البشر به اصحاب اجازهء هجرت داد ، اكثر ايشان به مدينه شتافتند و از تشويش قريش نجات يافتند ، و اللّه العالم .