الشيخ علي اكبر النهاوندي

360

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )

در حيات القلوب ، به سند صحيح روايت نموده : شخصى از حضرت باقر عليه السّلام پرسيد : آيا حضرت عيسى كه در گهواره سخن گفت ، حجّت خدا بر اهل زمان خود بود ؟ فرمود : در آن‌وقت ، پيغمبر و حجّت خدا بود ، امّا مرسل نبود ، مگر نشنيده‌اى كه عيسى عليه السّلام در گهواره گفت : من بندهء خدايم ، خدا به من كتاب داده و مرا پيغمبر گردانده ؟ راوى پرسيد : پس آن‌وقت كه در گهواره بود ، حجّت خدا بر زكريّا نيز بود ؟ فرمود : در آن حال ، آيتى براى مردم و رحمت خدا براى مريم بود كه سخن گفت و پاكى مريم را از گمان‌هاى بد مردم ظاهر گردانيد ، او بر هركسى كه سخنش را شنيد ، پيغمبر و حجّت خدا بود . عيسى پس از آن خاموش شد و تا دو سال سخن نگفت كه در آن دو سال زكريّا حجّت خدا بر مردم بود . سپس زكريّا به رحمت خدا پيوست و پسرش يحيى هنگامى كه كودك و كوچك بود ، كتاب و حكمت را از او به ميراث برد ، نشنيده‌اى كه خدا فرموده : گفتيم : اى يحيى ! كتاب را به قوّت و حكمت بگير و در كودكى نبوّت را به او داديم . چون عيسى هفت ساله شد ، دعوى پيغمبرى ، رسالت و وحى الهى به او مىرسيد . آن گاه عيسى بر يحيى و بر همهء مردم حجّت الهى شد و از روزى كه خدا آدم را آفريد تا انقراض عالم ، زمين بدون حجّت خدا بر مردم باقى نمىماند . به سند صحيح منقول است كه صفوان به حضرت رضا عرض كرد : خدا به ما روزى را ننمايد كه تو نباشى ، اگر چنين شود ، چه كسى امام خواهد بود ؟ حضرت به امام محمد تقى عليه السّلام اشاره فرمود كه نزد پدر خود ايستاده بود ، صفوان گفت : او سه سال دارد . فرمود : چه ضرر دارد ، عيسى وقتى سه ساله بود ، به حجّت پيغمبرى قيام نمود . « 1 » در حديث ديگر كه صحيح السند است ، فرمود : خدا به عيسى حجّت را بر مردم تمام كرد ؛ وقتى كه دو ساله بود . بالجمله براى آن حضرت اخفائات عديده و غيبات كثيره بوده است ؛ چنان‌كه در

--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 14 ، صص 256 - 255 ؛ الكافى ، ج 1 ، صص 383 - 382 .