الشيخ علي اكبر النهاوندي

347

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )

و متابعت خود فراخواند . پس به او ايمان نياوردند و از قومش جز دو مرد كه اسم يكى روبيل و اسم ديگرى تنوخا بود ، كسى از او متابعت نكرد . روبيل از خانه آبادهء علم و پيغمبرى و حكمت بود و پيش از آن‌كه يونس به پيغمبرى مبعوث گردد با او مصاحبت قديم داشت و تنوخا ، مرد ضعيف العقل عابد زاهدى بود كه سعى و مبالغهء بسيار در بندگى خدا مىكرد ، و لكن خالى از علم و حكمت بود . روبيل ، گوسفند مىچرانيد و با آن معاش مىكرد و تنوخا ، هيزم بر سر خود مىگرفت ، به شهر مىآورد ، مىفروخت و از كسب خود مىخورد . منزلت روبيل به جهت علم و حكمت و صحبت قديم ، او نزد يونس عظيم‌تر از منزلت تنوخا بود . يونس چون ديد قومش اجابت نمىنمايند و به او ايمان نمىآورند ، دلتنگ شد و در نفس خود كمى صبر و جزع يافت ، پس اين حال را به پروردگار خود شكايت كرد و در ميان شكايت‌ها گفت : پروردگارا ! هنگامى كه سى ساله بودم ، مرا بر قوم خود مبعوث گرداندى و سى و سه سال ، ميان ايشان ماندم و به ايمان به تو و تصديق به رسالات خود فراخواندم و آن‌ها را از عذاب و غضب تو ترساندم ، پس مرا تكذيب كردند ، به من ايمان نياوردند و پيغمبرى مرا انكار كردند و به رسالت‌هاى من استخفاف نمودند ، مرا تهديد و وعيد مىكنند و مىترسم مرا بكشند ؛ عذاب خود را بر ايشان بفرست كه اين‌ها گروهى هستند كه ايمان نمىآورند . آن‌گاه حق تعالى به سوى او وحى فرستاد كه در ميان ايشان ، زنان حامله و اطفال نابالغ و مردان پير و زنان ضعيف و ضعيفان كم‌عقل هستند ، اى يونس ! من خداوند حكم كنندهء عادلم ، رحمت من بر غضبم پيشى گرفته و خردان را به گناه بزرگان قوم تو عذاب نمىكنم . ايشان در شهرهاى من بندگان ، آفريده‌ها ، خلق كرده‌ها و روزىخوار من‌اند ، مىخواهم با ايشان تأنّى و رفق و مدارا نمايم و انتظار مىكشم كه شايد توبه كنند و تو را بر ايشان مبعوث گردانده‌ام كه حافظ و نگاهبانشان باشى و به سبب خويشاوندى كه با