الشيخ علي اكبر النهاوندي
348
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )
ايشان دارى ، نسبت به آنها مهربانى كنى ، براى رأفت پيغمبرى با ايشان تأنّى و مدارا و به سبب بردبارى رسالت بر بدىهاى ايشان صبر كنى و براى ايشان ، مانند طبيب مداوا كنندهء دانايى نسبت به بيمار باشى . پس تو تندى كردى و با دل ايشان به مدارا نساختى و به طريقهء پيغمبران و شفقتهاى ايشان ، با اين گروه سلوك نكردى ، اكنون كه صبرت كم و خلقت تنگ شده ، بىتأمّل بر ايشان عذاب مىطلبى ! بندهء من ، نوح ، صبرش بر قوم خود زيادتر از تو بود ، صحبتش با ايشان ، نيكوتر و تأنّى و صبرش بيشتر و عذرش تمام بود . سپس من به خاطر او غضب كردم در وقتى كه او به خاطر من غضب كرد و هنگامى كه مرا خواند ، دعايش را مستجاب كردم . يونس گفت : پروردگارا ! من بر ايشان غضب نكردم مگر براى آنكه از تو مخالفت مىكنند و بر آنها نفرين نكردم مگر زمانى كه معصيت تو كردند ؛ به عزّت تو سوگند مىخورم كه هرگز بر اينها مهربان نخواهم شد و نصيحت مشفقانه نخواهم كرد . پس بعد از آنكه ايشان در اين مدّت به تو كافر شدند و مرا تكذيب و پيغمبريم را انكار نمودند عذاب خود را بر آنها بفرست كه هرگز ايمان نمىآورند . حق تعالى فرمود : اى يونس ! اينها بيش از صد هزار نفر از خلق مناند ، شهرهاى من را آباد مىكنند و بندگان من از ايشان به هم مىرسند و من براى آنچه پيوسته از احوال ايشان در علمم بوده است ، دوست دارم با ايشان تأنّى و مدارا كنم . احوال تو و تقدير و تدبير من ، غير از علم و تقدير تو است ، تو پيغمبر مرسلى و من پروردگار حكيم و عليم به احوال ايشان هستم . اى يونس ! اين در علمهاى غيبى كه نزد من هست ، باطن و مخفى است و كسى منتهاى آن را نمىداند ، علم تو نظر به ظاهر احوال ايشان است و از باطن و آخر كار ايشان خبرى نيست . اى يونس ! من دعاى تو را مستجاب كردم و بر ايشان عذاب خواهم فرستاد ، ولى مستجاب شدن دعاى تو ، باعث زيادت بهرهء تو از ثواب من نخواهد بود و براى درجهء