الشيخ علي اكبر النهاوندي
176
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )
امكان و امتثال نهى از افشاى مثل آن قول براى غير اهلش از ابناى زمان ، در حجّت بودن اين اجماع شكّى نيست ؛ امّا براى خودش ، آن هم به جهت علم او به قول امام عليه السّلام و امّا براى غير خودش ، به جهت كشف كردن اجماع او از قول امام عليه السّلام . غايت آنچه در اينجاست ، اين است كه او قول امام را به طريقى استكشاف نموده كه ثابت نشده و بعد از حصول وصول به آنچه حجيّت اجماع بر آن معلّق بود ، نقصى در آن نيست . براى صحّت اين وجه و امكان آن شواهدى است كه بر آن دلالت مىكند . از جملهء آنها بسيارى از زيارات و اعمال معروفه است كه ميان اماميّه متداول شده و به حسب ظاهر مستندى نه از اخبار ايشان و نه از كتب فقها ندارند . پس چند مورد ديگر از شواهد را ذكر نموده تا آنكه فرموده : شايد اين مطلب نيز در بسيارى از اقوال قاعدهاى باشد كه قايل آنها معلوم نيست . پس چنين باشد كه مطّلع بر قول امام ، چون آن قول را مخالف آنچه بر آن مذهب اماميّه يا معظم ايشان مستقرّ شده ، ديد و اينكه از اظهار آن ، به نحوى كه به او رسيده ، متمكّن نيست و مىترسد حقّ ضايع شود و از ميان برود . لذا آن قول را يكى از اقوال اماميّه قرار مىدهد و بسا شود كه خود بر آن اعتماد مىكند و به جهت نبودن ادلّهء ظاهرهاى براى اثبات آن ، بدون تصريح به دليل ، به آن فتوا مىدهد . شايد آنچه ذكر شد نيز ، بر آنچه از بعضى مشايخ به ما رسيده ، دليل باشد ؛ مثل اعتبار اين قسم از اقوال يا تقويّت كردن آنها به حسب امكان نظر به احتمال بودن آن قول ، قول امام عليه السّلام كه آنرا ميان علما القا فرموده تا آنكه بر خطا جمع نشوند در اين حال ، و جز به نحو مذكور راهى براى القاى آن نيست . عبارات شيخ جليل مذكور به ترجمهء تحت اللفظ تمام شد و از مجامع آنها چنين استفاده مىشود كه رؤيت حضرت بقيّة اللّه در غيبت كبرا ، براى بعضى به انحاى رؤيت ممكن است و همينقدر در مقام استشهاد كافى است .