الشيخ علي اكبر النهاوندي
131
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )
الثّانية ما هذا لفظه و منها أن يروى الرّاوي لنفسه ما يدّل على أحد الأمور المذكورة ، أى الوثاقة أو الجلالة أو المدح الّتي ذكرها قبل هذا الكلام ، ثمّ قال رحمه اللّه : و هذا اضعف من السّابق و يحصل الظنّ منه بملاحظة اعتداد المشايخ و غيره » ، انتهى . [ ابن حجر و روايت نبوى ] اين حال راوى اخبار در توصيف نفس خود است ، چه رسد به حال جزاف و ياوه گويان بىخود . ذهبى سال هفت صد و چهل و هشت از دنيا رفته و عبارت سابقهء شيخ الاسلام خودشان را كه ابن حجر عسقلانى است ، نديده ، عبارت اين بود : هنگامى كه حسن بن على عليهما السّلام در حال رضاعت ، خرماى صدقه را به دهان مبارك گذارد ، حضرت رسول به او فرمود : « امّا تعلم انّ الصّدقة علينا محرّمه » و به انداختن آن از دهان امر فرمود . ابن حجر مزبور اعتراض مىكند چگونه حسن را منع و اين كلام را به او فرمود ، حال آنكه او طفلى رضيع بود ؟ ! پس از آن ، جواب اعتراض خود را به اين نحو داده كه چه استبعاد دارد ، البتّه حسن بن على عليهما السّلام مثل ساير اطفال مردم نبود ، بلكه او در آن حال لوح محفوظ را مطالعه مىكرد ، چنانچه سابقا اين را از فتح البارى او نقل نموديم كه در شرح صحيح بخارى است . بالجمله ، اگر ذهبى زمان اين شيخ الاسلام را كه وفاتش سال هشت صد و پنجاه و دو بوده ، درك مىنمود و اين عبارت را دربارهء رضيع اين خانواده از او مىديد و يا مىشنيد ايشان در رضاعت ، لوح محفوظ الهى را مطالعه مىنمايند ، هرآينه از اين سخريّهء خود كه اماميّه مىگويند : مهدى علم اوّلين و آخرين را مىداند ؛ در عرق خجلت غرق مىشد . همچنين ، كلمات عبد الرحمن صوفى هم باعث خجلت او است كه از مرأت المداريّه در توصيف آن حضرت ، سيّما علم آن سرور نقل شده كه دوازده كتاب آسمانى را عالم بوده و به قطب مدار تعليم فرموده ، بلكه ذهبى اگر در قيد حيات بود و يك جو